یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٥٦ - روحانیت - رشد اجتماع
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٤، ص: ٥٥٦
نداریم، بحث ما درباره آنهایی است که باقی میمانند و به اصطلاح وفادارند ولو به حسب ظاهر. اینها که باقی میمانند، با اختلاف درجات تحصیلی دو دستهاند: بعضی به حکم سوز و شور و علاقهای که به هدفهای اسلامی دارند تصمیم میگیرند خدمت کنند، دست به کار خدمت میشوند؛ میگویند، مینویسند، تأسیسات مذهبی راه میاندازند، فعالانه در این راه میکوشند، با جبهههای مخالف روبرو میشوند، مبارزه میکنند، خود را در مخاطره و احیاناً در مخاطرات سیاسی میاندازند و قهراً این گونه افراد فاصله میان خود و افراد دیگر یعنی دورباش وهمی را برمیدارند.
بعضی دیگر راه دومی انتخاب میکنند. آنها به جای خدمت، راه بهرهکشی و در خدمت گرفتن احساسات دینی را انتخاب میکنند، دنبال پست میروند، مسجدی یا مسندی برمیگزینند و احیاناً برای مرجعیت. صدی نود کسانی که به دنبال مرجعیت میروند خلوص نیت ندارند. میکروبی از انتظار مرجعیت فلجکنندهتر نیست. یکی از مصادیق بارز خسرالدنیا و الاخرة کسانی هستند که یک عمر بدبختی را متحمل میشوند که روزی به این مسند برسند و در بین راه عزرائیل حساب خودش را با آنها تصفیه میکند.
ابزارهای جادویی:
این طبقه چون درصدد بهرهکشی هستند، تمام افکارشان در تسخیر عوام متمرکز میشود؛ و چون عوام تحت تأثیر واهمه است نه فکر و اندیشه [١]، به پناه سکون و سکوت و تماوت میروند. از نظر عوام، ظاهر عنوان باطن است، عمامه بزرگ و ریش بلند و انگشتریهای متعدد دلیل بر وفور علم و کمال تقواست، عصا و نعلین دلیل بر معلومات است. تا آخرین حد ممکن از این ابزارهای جادویی استفاده میکنند، ابزارهایی که قطعاً از هر جادویی در تسخیر عوام مؤثرتر است.
[١]. عوام براساس شکل و ظاهر قضاوت میکنند. از نظر عوام، سکوت از سخن، سکون از تحرک، مردهوشی از زندهصفتی پرجلالتر است.