یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١٧ - یادداشت روح و مسأله خود واقعی و خود خیالی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٤، ص: ٥١٧
خود ناقص به خود کامل است و خود دوم به خود بودن اولی است از خود اول. لهذا اگر گفته شود که حرکت به سوی غایت طبیعی، حرکت از ناخود به خود است غلط نیست. حرکت به سوی غایت، اشتداد در خودیت است [١]. مثلًا اگر فرض کنیم تخم گل که در زمین میشکافد و به سوی بوته گل در حرکت است، شاعر به نفس خود و به غایت خود باشد و عاشق غایت و کمال خود باشد، به سوی از خود بیگانگی نمیرود بلکه از خود ناقص به سوی خود کامل میرود. این گونه توجه به غایت نه او را از شدن به بودن تبدیل میکند و نه برضد خودآگاهی اوست و نه موجب دورماندن از ارزشهای واقعی خود است. غایت شیء مرحله کمال ارزشهای شیء است، نه مرحله جدا شدن از ارزشهای شیء. ارزشهای تخمگل در بوته گل ظهور و فعلیت پیدا میکند و در تخم گل در حال بطون وخفاست.
آزادی مطلق ازخودبیگانگی:
از این رو آزادی مطلق حتی از آنچه غایت واقعی شیء است، موجب از خود بیگانگی و موجب تبدیل شدن از شدن به بودن و موجب نفی ارزشهای شیء است، یعنی درست برعکس آنچه اگزیستانسیالیسم مدعی است.
و هم آزادی از آن جهت که آزادی است و عصیان از آن جهت که عصیان است نمیتواند هدف باشد، همانطوری که ما در ورقههای آزادی آن را تشریح کردهایم.
و از همین جا روشن میشود که بحق بر اگزیستانسیالیسم ایراد گرفتهاند که مروّج هرج و مرج اخلاقی است و اگزیستانسیالیسم را مساوی با لاقیدی و ولنگاری دانستهاند.
[١]. البته به طور کلی نظریه دیگری در باب حرکت هست که حرکت عین غیریت است و تبدل است و در حرکت، هر چیزی در هر آنی غیر آن چیزی است که بود. البته اگرچه این نظریه صحیح نیست ولی بنا بر این نظریه که کم و بیش دیالکتیک بر همین اساس است، تکامل مساوی است با از خود بیگانگی و غیریت. علیهذا هدف داشتن و تکامل مستلزم جدایی از خود است، و از خود بیگانه نشدن و به سویی نبودن و نرفتن مساوی است با درجا زدن (رجوع شود به مقاله ٣١ سیری در نهجالبلاغه).