یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٨٢ - رضا
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٤، ص: ٤٨٢
رضا
بحار، جلد ١٨، باب «ذکر الصابرین و الصابرات» (به مناسبت احکام اموات):
روی ان یونس علیه السلام قال لجبرئیل: دلّنی علی اعبد اهل الارض.
فدلّه علی رجل قد قطع الجذام یده و رجلیه و ذهب ببصره و سمعه و هو یقول: متعتنی بها ما شئت و سلبتنی بها (کذا) ماشئت و ابقیت لی فیک الامل یا بَرّ یا وصول.
اینجاست که رضا از نظر تسخیر احساسات و فوران شور معنوی و درونی باید مورد مطالعه قرار گیرد.
یکی از خلقیات مذهبی رضاست. انسان از نظر ایمان مذهبی باید خشنود باشد. خشنود و راضی به چی؟ در اینجا مباحث زیادی است: ١. اولًا نفس رضایت داشتن انسان به آنچه دارد و آنچه میگذرد، از نظر سعادت خوب است یا نه؟ آیا رضایت داشتن و خشنود بودن عین سعادتمند بودن است یا نه؟ و اگر نیست چرا نیست؟ ٢. آیا فرق است میان رضا به قضای الهی و رضا به رضای الهی یا فرق نیست؟ ممکن است کسی بگوید میان ایندو تفاوت است، زیرا خداوند به بسیاری از چیزها راضی نیست بلکه آن چیزها مورد سخط پروردگار است، مثل اینکه میگوییم: اناللَّه یبغض العبد الفارغ.
یا اینکه هیچ فرقی میان ایندو نیست. قضا و رضا مساوی یکدیگر است. خود سخط الهی در مورد خاصی نوعی رضا و قضای دیگر است.
٣. رضا با دعا منافی است. اساساً دعا ضد تسلیم و رضاست، زیرا انسان میخواهد با دعا جریان را عوض کند، از خدا بخواهد که