یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧٣ - ربا
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٤، ص: ٣٧٣
رسول اکرم در مدینه جلو ربا القضاء:
حدثنا محمد بن حاتم بن میمون حدثنا سفیان بن عینیة عن عمرو عن ابی منهال قال: باع شریک لی ورقاً بنسیئة الی الموسم او الی الحج فجاء الی فاخبرنی فقلت: هذا امر لایصلح.
قال: قد بعته فی السوق فلمینکر ذلک علی احد فاتیت البراء بن عازب فسألته فقال: قدم النبی صلی اللَّه علیه و سلّم المدینة و نحن نبیع هذا البیع فقال: ما کان یداً بید فلا بأس به و ما کان نسیئة [١] فهو رباً. و ائت زید بن ارقم فانه اعظم تجارة منی فأتیته فسألته فقال مثل ذلک.
١٠. ١٧٤:
بیع قلادة:
حدثنی ابوالطاهر احمدبن عمرو بن سرح اخبرنا ابن وهب اخبرنی ابوهانی الخولانی انه سمع علی بن رباح اللخمی یقول:
سمعت فضالة بن عبید الانصاری یقول: اتی رسولاللَّه صلی اللَّه علیه و سلّم و هو بخیبر بقلادة فیها خرز و ذهب و هی من المغانم تباع فأمر رسولاللَّه صلی اللَّه علیه و سلّم بالذهب الذی فی القلادة فنزع وحده [٢] ثم قال لهم رسولاللَّه صلی اللَّه علیه و سلّم: الذهب بالذهب وزناً بوزن.
١١. ١٧٨:
[١]. [مقرّر]: از جمله «و ما کان نسیئة فهو رباً» فهمیده میشود که اشتراط تقابض فیالمجلس در بیع صرف از جهت احتراز از ربا است و ظاهر این است که مورد روایت بیع ورق به ذهب است و علیهذا دلالت دارد بر آنچه حدیث ٤ دلالت داشت و گذشت.[٢]. [مقرّر]: این روایت با روایات ضمّ ضمیمه به جهت تخلص از ربا مناقض است و به همین مضمون است روایات بعدی (١١ و ١٣). در مورد این حدیثها با اینکه ضمیمه به جهت فرار از ربا نبوده است دستور به نزع و تفصیل داده شده است که مبادا ربا شود. (فیه نظر)