یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١٧ - ربا
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٤، ص: ٣١٧
تعاونی، افراد باید فعالیتهای خود را تقسیم کنند و هرکس به تولید و ایجاد بعضی از حوایج بپردازد (تقسیم کار). در اینجا نیازمندی به معاوضه پیدا میشود (معامله و بیع و شراء) ولی لازم است برای سنجش اشیاء از لحاظ ارزش، مقیاسی به میان آید زیرا ارزشها متفاوت است- ملاک ارزش هر چه باشد- از اینجا پای پول به میان میآید.
پول اول بار به خاطر تعیین ارزش اشیاء و برای تسهیل معاملات به کار میرود ولی طبقهای هم پیدا میشوند که معامله را به خاطر سود و ربح انجام میدهند از راه وساطت میان تولیدکننده و مصرفکننده (تجارت).
پس اصل معامله، معاوضه جنس به غیر جنس است.
اما معامله جنس به جنس به دو صورت است: بلازیاده و معالزیاده. معامله مثل به مثل بلازیاده همان قرض است که حاجت به آن پیدا میشود و معالزیاده ربا است.
در ربا چون کسی که قرض میکند به خاطر احتیاج و نقصان درآمد از خرج قرض میکند، پس اگر کسی عایدیاش ده و خرجش بیست باشد و ده دیگر را با ربا اخذ کند به اینکه روزی «دو» به عنوان ربا به قرضدهنده بدهد قهراً قسمتی از مال قرض گیرنده به عنوان ربا به قرض دهنده تعلق خواهد گرفت و هرچه بگذرد بیشتر، تا جایی که تمام درآمد قرض گیرنده به قرض دهنده تعلق میگیرد. نتیجه اینکه قرض دهنده، هم مالک مبلغی است که خود تولید کرده و هم مالک مبلغی است که قرض گیرنده تولید کرده است و قرض گیرنده مالک هیچ چیز نیست، مال او مساوی صفر است و این عین ظلم و استثمار است.
ایراد ما بر بیان المیزان:
جواب این است که اولًا نقض میشود به مالالاجاره. اگر کسی درآمدش به قدری است که فقط خرج روزانهاش را کافی است و وافی به مالالاجاره نیست، لازمهاش این است که تدریجاً تمام درآمدش مال موجر باشد در حالی که اصل عین نیز به موجر تعلق