یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٤ - دین و زندگی و تمدن
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٤، ص: ١٤٤
روح سالم شرط استفاده از مواهب زندگی است و دین شرط روح سالم است:
سلامت بدن قطعاً بر نعمتهای خارجی ترجیح دارد.
انسان همانطوری که احتیاج دارد به سلامت بدن، احتیاج دارد به سلامت روح:
ألا و ان من البلاء الفاقة و اشد من الفاقة مرض البدن و اشد من مرض البدن مرض القلب ...
٢. وسایل تمدن از وسایل روشنایی، حمل و نقل، ساختمان، مخابرات، پوشش، خوراکی و غیره مفید است به شرط اینکه انسان روانی سالم و معتدل داشته باشد، روحی راضی و مطمئن و امیدوار و شاداب داشته باشد، والّا در حکم معده مریضی است که غذاهای رنگارنگ دارد ولی رغبتی در خود احساس نمیکند.
وسایلتعلیمات عمومی را تمدن فراهم کرده است:
٣. تمدن حداکثر هنری که کرده است این است که وسایل زندگی انسانها را تکمیل کرده است، اما خود انسانها را چطور [١]؟ خراب کرده است. اگر گفته شود که تمدن وسایل تعلیمات عمومی را فراهم کرده است، پس تمدن ضمناً انسانها را میسازد و بهبود بخشیده و توانسته همان اندازه که در وسایل تغییر ایجاد کند در انسانها نیز ایجاد کند.
منشأ اساسی بدبختیهای بشر از ناحیه خود و شخصیت خود است که علم قادر به تغییر آن نیست:
جواب این است که متأسفانه علم به تنهایی قادر نیست که انسان را عوض کند. همه ناراحتیهای روانی بشر از ناحیه خودش و دیگران ناشی از بیعلمی و جهالت نیست، بیشتر آنها ناشی از نوع خودی و شخصیت اوست.
علم راهنمای معالجه است نه معالج:
خودکشیها، عصبانیتها، خودپرستیها، عقدهها و کینهها و میل به استخدام و سبعیت چیزهایی است که علم قادر به معالجه آنها نیست؛ قادر به راهنمایی برای معالجه هست ولی خودش قادر به معالجه نیست. علم مذهب را برای معالجه معرفی میکند [٢].
[١]. رجوع شود به مقدمه کتاب این است مذهب من، تألیف گاندی و مقدمه جلد اول محمد خاتم پیامبران.[٢]. به عبارت دیگر، برخی ناراحتیها ناشی از جهالت است و برخی ناشی از پیروی منطقی است که بشر از تمایلات فردی خود میکند. علم قادر نیست که برخلاف منطق، منطقی داشته باشد. دین قادر است که تمایلی دیگر به بشر بدهد و موضوع منطقی دیگر به وجود آورد.