دروس هيئت و ديگر رشته هاي رياضي - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٣٥٦ - افلاك كلى و جزئى
زيرا كه مركز تدوير زهره هميشه شمالى از منطقة البروج است , و مركز تدوير عطارد هميشه جنوبى از آن به بيانى كه در دروس آينده گفته آيد , لذا فرموده اند كه راس زهره عقده اى بود كه چون كوكب از او گذرد باوج متوجه شود , و راس عطارد عقده اى بود كه چون از او گذرد بحضيض متوجه شود , و ذنب هر يك مقابل راس او بود در برج هفتم بهمان درجه و دقيقه . و اين مطلب را توضيح بيشتر بايد .
تبصره ديگر :
در انجام درس پيش و در آغاز همين درس ( ٦١ ) دانسته ايم كه حركت فلك جوزهر قمر بخلاف توالى , و در هر شبانه روزى سه دقيقه و يازده ثانيه حركت اوست , پس هر يك از راس و ذنب قمر را سير معكوس است كه مثلا از اول برج منتقل باخر برجى كه قبل از اوست شوند , و هر دورى را در نوزده سال , و هر برجى را در نوزده ماه , و هر درجه را در نوزده روز قطع كنند , و كسور را قدر معتنى به نبود .
بعنوان تنوع در بحث حكمى از احكام نجومى را نقل مى كنيم : معنى استقامت و اقامت و رجعت كوكب را دانسته ايم , مرحوم ملا حسين بن اسماعيل بسطامى را رساله اى و جيز و عزيز در معرفت تقويم رقومى بقلمى رسا و شيوا است كه هم اين رساله گرانقدر ناشناخته است و هم مؤلف فاضل و عالم آن . عبارت او اين كه :
فائده :
بدان كه كوكب اگر مستقيم در سير بود خوشحال خواهد بود چه اين حركت موافق طبع اوست , و منسوبات او نيز خوشحال خواهند بود , و اگر راجع باشد بدحال و منسوبات وى نيز چنين , چنان كه بتجربه رسيده كه هر وقت كه زحل راجع مى شود گندم و جو كم حاصل آيد , و زارعين را حال بد گذرد . انتهى
و چون استقامت و رجعت و منسوبات بدان دو را در احكام نجومى شانى شايان است , اعظم زمان و اصغر زمان استقامت و رجعت هر يك از متحيره را در رسائل و جداول معرفت تقويم رقومى , بعنوان ضابطه ضبط كرده اند بدين صورت :
اعظم زمان استقامت زحل را هشتماه و چهار روز است .