فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٣٤ - نقد تورم اصول و ديدگاههاى امام خمينى احمد مبلّغى
قاعده هاى غير مفيد؛
گاه انس و گرايش ذهنى عالمان اصول به دانشهاى ديگر، به طرح وقاعده هاى آن دانشها انجاميده است، بدون اين كه اين قاعده ها نقشى را در استنباط يا اثبات مسأله اصولى برعهده داشته باشند.
درگذشته هاى دور طرح بسيارى از قواعد كلامى يا نحوى در اصول، ازاين عامل نشأت مىگرفت. غزالى مىگويد:
... ذلك مجاوزة لحدّ هذا العلم و خلط له بالكلام و انما اكثر فيه المتكلمون من الاصوليين لغلبة الكلام على طبائعهم؛ (٢٧)
طرح مسائل كلامى در اصول تجاوز كردن از مرز اين دانش و خلط كردن آن با كلام است. متكلمان اصولى به دليل چيرگى كلام بر طبيعتشان، بسيار مسائل كلامى را در اصول مطرح كرده اند.
دوم؛ قواعدى كه درماهيت اصولى هستند؛
اين قواعد به دو دسته تقسيم مىشود:
قواعد كاربردى؛ طرح و بحث اين قواعد وظيفه اصلى اصول است. همه واژه ها، عنوان سازى ها، تقسيم سازى ها و... به منظور فراهم آوردن فضاى لازم براى بررسى و تأسيس قواعدى از اين دست است. بنا بر اين نه بررسى اين قواعد خاستگاه تورم است و نه افزايش آنها. مهم ترين وجه توسعه اصول تأسيس قواعد مورد نيازى است كه تا به حال اصول ارائه نداده است.
ازاين قواعد اصطلاحاً به مسائل داراى ثمره عملى ياد مىشود. گفتنى است برخى از اين قواعد از ثمره عملى ناچيز و كاربردى ضعيف برخوردار است. آيا طرح اين قواعد نيز ضرورى است؟
شايد از برخى جملات امام خمينى بتوان استفاده كرد كه نبايد به طرح اين مباحث دست زد. وى بالحنى انكار آميز مىگويد: برخى از متأخران مباحث، كم فائده را
(٢٧) مستصفى،ج١،ص١٠.