فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٢٢ - نقد تورم اصول و ديدگاههاى امام خمينى احمد مبلّغى
وى از مسائلى همچون «امكان يا عدم امكان شرط متأخّر»، «امكان يا عدم امكان واجب معلّق»، «ضرورتِ مقيّد بودن تكليف به مشغول نبودن به مزاحم» و «جايز نبودن تضييع مقدّمات مفوّته» نام مىبرد و معتقد است اصوليان اين مسائل را در جايگاه مباحثى استطرادى يا مقدّماتى نسبت به مسائلى همچون«مقدّمه واجب» يا «ملازمت ميان امر به يك چيز و نهى از ضدّ آن» نشانده اند. (٩)
بسيارى از مسائل نو كه در زير چتر عناوين كهنه جاى داده شده اند، كاركردى چشمگير را در استنباط رقم نمىزنند. ريشه اين مشكل را درهمه اين مسائل نبايد يكى ديد. ممكن است برخى از آنها حقيقتاً فاقد كاركرد باشند، امّا بيقين بسيارى به دليل كافى و فنّى نبودن بحث به ناكارامدى دچار شده اند و همان طور كه گذشت كافى و فنّى نبودن انديشه ورزى دراين موارد از قرار گرفتن درحاشيه مباحث كهنه ناشى مىشود.
به بيان واضح: اين مسائل از آن جا كه جايگاه عالمانه و شايسته را در بحث باز نيافته اند، كاركرد بايسته را در استنباط از دست داده اند.
شهيد صدر بعد از آن كه به استطرادى و مقدماتى بودن طرح مسائل ياد شده اشاره مىكند، مىگويد: اين مسائل گرچه در واقع داراى ثمراتى مهم هستند، ولى در ديد دانش پژوهان غبار زائد بودن برچهره آنها نشسته است، چه آن كه در خلال مباحثى جاى گرفته اند كه ثمرات عمليّه آشكار و چشمگير ندارند:
... ضاعت بذلك على الطالب قيمة تلك الافكار و مغزاها العملى حتى ان كثيراً من الطلبة يرون انّ التوسّع فى داخل المسألة التى ليس من الواضح ان لها ثمرة عملية مجرد تطويل و توسيع لعملية لغو لا مبرّرله (١٠)؛
اين موضوع ـ كه مسائل ياد شده درحاشيه مباحث كم ثمر يابى ثمر نشسته اند، سبب شد كه ارزش اين انديشه ها و مقصد و نتيجه عملى آنها براى دانش پژوهان، گم و ناپيدا گردد، تا آن جا كه بسيارى از آنان تصوّر كرده اند
(٩) دروس فى علم الاصول،ص٢٥.
(١٠) همان،ص٢٦.