فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣٣١
دليل لفظى يا عملى برآن نياورده باشد.
اين شيوه استدلال از خصايص فقه سيد مرتضى است كه توسط پيروانش ادامه پيدا كرد.
٤. وارد نمودن اجماع اماميّه به عنوان محكم ترين وقاطع ترين حجّت شرعى براثبات احكام شرعى نزد اماميّه.
اين نيز از ابتكارات سيّد درنحوه استدلال فقهى است؛ امّا اين كه چه كسى درفقه شيعه اوّلين بار اجماع اماميّه را تبيين نمود و آن را به عنوان يكى از ادلّه فقهى مطرح و تفاوت آن را با اجماععامه بيان كرد، به نظر مىرسد قبل از سيّد مرتضى (ره) بدين نحو كه او در «الذريعه» و ديگر رسائلش به آن پرداخته، كسى متعرض اين مطلب نشده است. (٥٨)به هر حال اثبات مطلب نياز به بحث و كاوش دقيق آثار پيشينيان دارد.
البته شيخ مفيد(ره) درمستندات احكام گاه اجماع را ذكر نموده؛ امّا اين مقدار هيچ گاه قابل مقايسه با عملكرد سيّد نيست.
٥. تمسّك به عمومات كتاب و آيات درمقام استدلال برفروعات فقهى و كشف احكام از ظواهر آيات.
او بر خلاف منهج رايج ـ خصوصاً بين اهل حديث ـ ضمن تبيين نظرى حجيّت ظواهر، درعمل و تطبيق نيز به نحو گسترده اى به اثبات احكام از روى ظواهر آيات دست يازيد و اين منهج استنباط را در فقه اماميّه پى ريزى نمود. (٥٩)
(٥٨) صاحب روضات الجنات(ج٤،ص٣٠٠)در باره سيّد مرتضى مىگويد:«فإنّه أوضح طريقة الاجماع واحتجّ بها في أكثر المسائل.»
(٥٩) ر.ك:ص٣٦٤،م٢٠٤،ص٣٦٨،م٢١١.