فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢١٥ - نقد تورم اصول و ديدگاههاى امام خمينى احمد مبلّغى
حاشيه اخباريگرى باقى مانده بود، در بوته نقد نهاد. آنچه را نگاه رايج، به وحيد نسبت مىدهد، تنها نقد شدن اخباريگرى توسط اوست، امّا واقعيّت حاكى از نقدى دو جانبه است.
نقد وحيد به اصوليان ووضعيت بحثهاى اصول آن روز را با توضيحاتى چند مىگيريم:
يكم؛«اجتهاد مايه گرفته از تقليد» و «اخباريگرى» دو روى يك سكّه هستند. به واقع يكى تقليد با روكشى از اجتهاد، وديگرى جمود با لعابى از توجّه و تمسّك به روايان است.
وحيد با نگاهى ژرف مشكل زمان خود را اين دو جريان مىديد؛ از يك طرف به مصاف «مدّعيان اجتهاد»، و از طرف ديگر به مصاف «مخالفان اجتهاد» رفت.
نقدهاى او به «مخالفان اجتهاد»يعنى اخباريان بسيار مطرح و تكرار شده است. نقد او را به «مدعيان اجتهاد» مطرح مىكنيم؛
او مىگويد:
ربّما يبنى طائفة من هوءلاء امره على الاجتهاد و هم و ان كان ديدنهم فى استنباط الحكم تقليد المجتهد الا انّهم ربما يتنبهون بعض المسائل فيبنون امرهم على فهمهم ورأيهم... (١)؛
چه بسا گروهى اجتهاد را مبناى خود قرارداده اند، امّا استنباط خويش را بر تقليد از مجتهد استوار كرده اند؛ گو اين كه در برخى از مسائل نيز خود به نكاتى دست مىيابند و به فهم و رأى خويش عمل مىكنند.
وحيد مواردى چند را در ضمن بحث از شيوه استنباطى آنان ذكر مىكند و مىگويد:
برخى درعين حال مدعى آن هستند كه به بالاترين مرتبه اجتهاد دست يافتهاند. (٢)
درادامه بحث خواهيم يافت كه وحيد در حقيقت از اجتهادى انتقاد كرده كه برپايه
(١) الرسائل الاصولية،ص٦٤.
(٢) همان،ص٥٩.