فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٨٧ - وحدت و تعدد در ولايت سياسى آیت الله محمدمهدى آصفى
يكون أحدهما صامتاً مأموناً لصاحبه و الآخرناطقاً إماماً لصاحبه، و أمّا أن يكون إمامين ناطقين في وقت واحد فلا. (٤)
دليل دوم: سيره امير الموءمنين(ع)
دليل ديگرى كه براين مطلب ممكن است اقامه شود، سيره امير الموءمنين (ع) است.حضرت در دوران چهارساله حكومتِ خود سه جنگ پياپى (جمل،صفّين و نهروان) داشت.علت هر سه جنگ سرپيچى و مخالفت جمعى از مسلمانان آن زمان درامامت و حاكميت ايشان بود و اگر مسأله تعدّد ولايت و حاكميت مشروعيت داشت، اين جنگها هيچ توجيهى ندارد؛ چون در هرسه جنگ، امام(ع) بود كه به جنگ مخالفان مىرفت.
آيا جنگ صفيّن به دليل نقض بيعت بود يا به دليل تمرّد و سرپيچى معاويه؟
حال برفرض بگوييم: دليل جنگ جمل و نهروان و درگيرى امام(ع) با ناكثين و مارقين نقض بيعت بود، نه داعيه امامت و تشكيل حكومتى جداگانه و مستقل، امّا اين مطلب قطعاً درمورد قاسطين درجنگ صفّين صحت ندارد؛ چون مردم شام همان وقت با امام(ع) بيعت نكرده بودند كه نقض كرده باشند. بنا بر اين جنگ نمىتواند به عنوان نقض بيعت (نكث) باشد و هيچ دليلى نبايد داشته باشد، جز آن كه به نظر امام(ع) با قيام يك حكومت شرعى، هيچ كس درهيچ جا حق اقامه حكومت ديگر را ندارد و بيعتى كه امام(ع) از مهاجرين و انصار درمدينه گرفته است، براى همه مسلمانان و درهمه جا الزام آور است و هرگونه تخلّف و سرپيچى از اطاعت او ـ از ناحيه هركس كه باشد ـ «بَغْى» به حساب مىآيد. خود حضرت دراين باره ـ براساس روايت شريف رضى ـ مىفرمايد:
(٤) همان.