فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠٧ - گفتگو (ابعاد فقهى امام خمينى(ره))
دو روايت اخير به جهت اشكال در سند فقط براى تأييد ذكر شده است. و اصل دليل همان است كه شرح دادم كه به نظر اينجانب كامل و كافى است.
پرسش سوم آن كه اگر به كاربستن آراء مشورتى مردم براى ولى امر لازم نباشد، آيا حاكم اسلامى مىتواند با افكار و آراى عمومى مردم مخالفت كند و خود به تنهايى تصميمى بگيرد كه اكثر مردم با آن مخالف باشند؟
جواب اين سوءال قطعاً منفى است، ولى نه به دليل آيات و روايات شورا، بلكه به اين جهت كه اين گونه سياستها حاكم اسلامى را از مردم جدا مىكند و نوعى احترام نگذاشتن به افكار عمومى مردم به حساب مىآيد كه خود سبب وهن وضعف نظام مىشود و اين كار حرام است.
حضرت رسول اللّه(ص) روزى كه شنيد قريش براى انتقام از شكست جنگ بدر، لشكركشى كرده اند، مصلحت را دراين ديد كه مسلمانان درمدينه بمانند و قريش را به مدينه بكشانند، آنان دركوچه و از بالاى خانه ها با قريش بجنگند، ولى اصحاب كه پيروزى بدر آنها را مغرور كرده بود ـ اصرار داشتند كه به جنگ آنها درخارج از مدينه بروند و چون حضرت رسول اللّه(ص) اصرار اصحاب را براين مطلب مشاهده كرد، از رأى خود تنازل كرد و با كراهت رأى اصحاب را پذيرفت و به خانه برگشت و لباس رزم به تن كرد كه از مدينه خارج شوند، اصحاب چون كراهت را برچهره مبارك رسول اللّه(ص) ديدند، يكديگر را ملامت كردند و از حضرت خواستند كه به رأى خود عمل كند و در مدينه بمانند، ولى رسول اللّه(ص) ديگر نپذيرفتند و فرمود: «لاينبغى لنبى لبس لامة حربه ان ينزعها».