فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ٥٧٢ - نوشتن تورات
٣١. نوشتن تورات بر روى كاغذ از سوى بنى اسرائيل و يهود:
؟؟؟؟ ٣٢. نزول قرآن بر پيامبر در كاغذى ملموس و نوشتارى قابل حس مورد درخواست كافران:
وَ لَوْ نَزَّلْنا عَلَيْكَ كِتاباً فِي قِرْطاسٍ فَلَمَسُوهُ بِأَيْدِيهِمْ لَقالَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هذا إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ.
انعام (٦) ٧
٤. ورق
٣٣. تورات، كتابى نوشته شده بر ورق:
وَ كِتابٍ مَسْطُورٍ فِي رَقٍّ مَنْشُورٍ [١].
طور (٥٢) ٢ و ٣
٣٤. نوشتن قرآن، روى ورق، براى قرائت آن:
وَ كِتابٍ مَسْطُورٍ فِي رَقٍّ مَنْشُورٍ [٢].
طور (٥٢) ٢ و ٣
نوشتن اسناد دين---) دين، اسناد دين، دين مدّتدار، نويسنده دين، وثيقه در دين
نوشتن اعمال---) عمل، ثبت عمل، نامه عمل، كاتبان نامه عمل
نوشتن تورات
٣٥. استفاده يهوديان از نوشتن جهت تحريف كتاب تورات:
فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ لِيَشْتَرُوا بِهِ ثَمَناً قَلِيلًا فَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا كَتَبَتْ أَيْدِيهِمْ وَ وَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا يَكْسِبُونَ.
بقره (٢) ٧٩
٣٦. امّى بودن (درس نخواندن و خط ننوشتن) نشانه صداقت پيامبر صلى الله عليه و آله، در ادّعاى نبوّت:
قُلْ يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ جَمِيعاً ... فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ النَّبِيِّ الْأُمِّيِّ الَّذِي يُؤْمِنُ بِاللَّهِ [٣] وَ كَلِماتِهِ ...
اعراف (٧) ١٥٨
وَ ما كُنْتَ تَتْلُوا مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتابٍ وَ لا تَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ إِذاً لَارْتابَ الْمُبْطِلُونَ.
عنكبوت (٢٩) ٤٨
٣٧. درس نخواندن و خط ننوشتن پيامبر صلى الله عليه و آله يكى از نشانههاى حقّانيّت رسالت آن حضرت، نزد اهلكتاب:
الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجِيلِ ....
اعراف (٧) ١٥٧
٣٨. درس نخواندن و خط ننوشتن، يكى از ويژگيهاى پيامبر صلى الله عليه و آله:
الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي
[١] . مراد از «كتاب مسطور» تورات است و «رق» به معناىورق است. (مجمع البيان، ج ٩- ١٠، ص ٢٤٦- ٢٤٧؛ الميزان، ج ١٩، ص ٦)
[٢] . در احتمالى مقصود از كتاب مسطور، قرآن كريم و نيزمقصود از «رق»، «ورق» باشد. (مجمع البيان، ج ٩- ١٠، ص ٢٤٧)
[٣] . «ايها الناس» خطابى است كه شامل همه مردم است. (التفسير الكبير، ج ٥، ص ٣٨٣؛ مجمع البيان، ج ٣- ٤، ص ٧٥١)، پيامبر صلى الله عليه و آله نزد هيچ استادى تعلّم ننمود و هيچ كتابى را مطالعه نكرد و با هيچ عالمى مجالست نكرد، زيرا مكه شهر علما نبود و پيامبر صلى الله عليه و آله از مكه غيبت طولانى نكرد تا گفته شود در نتيجه آن علوم بسيارى را فرا گرفت، با وجود آن خداوند بر وى در علم و تحقيق را گشود و قرآن را بر وى آشكار ساخت كه مشتمل بر علوم اولين و آخرين است، پس ظهور اين دانشها بر وى با وجود آنكه او شخصى امى بوده كه با استادى ملاقات نداشته و كتابى را قرائت نكرده از بزرگترين معجزات است. (التفسير الكبير، ج ٥، ص ٣٨٥)