فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ٥٧١ - كاغذ
نعمت نوشتن
٢٣. نوشتن، از نعمتهاى بزرگ الهى به بشر:
ن وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ [١].
قلم (٦٨) ١
نقش نوشتن
٢٤. كافى نبودن خواندن و نوشتن، براى بازداشتن انسان از طغيانگرى:
اقْرَأْ وَ رَبُّكَ الْأَكْرَمُ الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ كَلَّا إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى. [٢]
علق (٩٦) ٣- ٦
نوشتافزار
١. پوست
٢٥. نوشتن قرآن كريم، روى پوست، براى قرائت آن:
وَ كِتابٍ مَسْطُورٍ فِي رَقٍّ مَنْشُورٍ [٣].
طور (٥٢) ٢ و ٣
٢. صفحه
٢٦. نوشتن قرآن، در صفحه پاكيزه و با عظمت، رسالت الهى و بر عهده سفيران پروردگار:
كَلَّا إِنَّها تَذْكِرَةٌ فِي صُحُفٍ مُكَرَّمَةٍ مَرْفُوعَةٍ مُطَهَّرَةٍ بِأَيْدِي سَفَرَةٍ.
عبس (٨٠) ١١ و ١٣-/ ١٥
٣. قلم
٢٧. سوگند خداوند به قلم:
ن وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ.
قلم (٦٨) ١
٢٨. قلم، وسيلهاى كارآمد، در آموزش و ياد دادن:
الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ.
علق (٩٦) ٤
٢٩. قلم، وسيله آموزش و يادگيرى در نوشتن:
الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ [٤].
علق (٩٦) ٤ و ٥
٤. كاغذ
٣٠. نقش كاغذ در ثبت نوشتارها:
وَ لَوْ نَزَّلْنا عَلَيْكَ كِتاباً فِي قِرْطاسٍ فَلَمَسُوهُ بِأَيْدِيهِمْ لَقالَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هذا إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ.
انعام (٦) ٧
وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِذْ قالُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ عَلى بَشَرٍ مِنْ شَيْءٍ قُلْ مَنْ أَنْزَلَ الْكِتابَ الَّذِي جاءَ بِهِ مُوسى نُوراً وَ هُدىً لِلنَّاسِ تَجْعَلُونَهُ قَراطِيسَ تُبْدُونَها وَ تُخْفُونَ كَثِيراً وَ عُلِّمْتُمْ ما لَمْ تَعْلَمُوا أَنْتُمْ وَ لا آباؤُكُمْ قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ فِي خَوْضِهِمْ يَلْعَبُونَ.
انعام (٦) ٩١
[١] . «ما» در جمله «وما يسطرون» مصدريه است و مراد نوشته است. خداوند از اين جهت سوگند مذكور را ياد كرده كه قلم و نوشته از عظيمترين نعمتهاى الهى است كه خداى متعال بشر را به آن هدايت كرده است. (الميزان، ج ١٩، ص ٣٦٨)
[٢] . «كلّا» ردع است با اين توضيح كه انسان در برابرنعمتهاى بزرگ الهى مانند تعليم به وسيله قلم [نوشتن] و ساير چيزهايى كه به وى از طريق وحى آموخته شده، عوض اينكه شكر كند، كفران و طغيان مىكند. (الميزان، ج ٢٠، ص ٣٢٥- ٣٢٦)
[٣] . برداشت بر اين اساس است كه مقصود از «كتابمسطور» قرآن كريم باشد. و ورق پوستى است كه كه در آن مىنويسند. (مجمع البيان، ج ٩- ١٠، ص ٢٤٧ و ٢٤٦؛ بيان المعانى، ج ٢، ص ٣٨٢)
[٤] . «باء» در بالقلم، سببيّة است؛ يعنى خداوند قرائت وكتابت را به وسيله قلم آموخت. (الميزان، ج ٢٠، ص ٣٢٤)