فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ٥٧٠ - ناتوانى از نوشتن
١٣. توجّه به آموزگار بودن خداوند و وابستگى قرائت و كتابت به قدرت او، برانگيزاننده انسان به تلاوت كلام او:
اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ.
علق (٩٦) ١ و ٤
قسم به نوشتن
١٤. قسم خداوند به قلم و نويسندگى:
ن وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ [١].
قلم (٦٨) ١
١٥. قسم خداوند به كتاب نوشته شده (تورات):
وَ كِتابٍ مَسْطُورٍ [٢].
طور (٥٢) ٢
١٦. قسم خداوند به كتاب نوشته شده، براى ملائكه در آسمان:
وَ كِتابٍ مَسْطُورٍ [٣].
طور (٥٢) ٢
١٧. قسم به نامه اعمال (نوشته شده) انسانها:
وَ كِتابٍ مَسْطُورٍ [٤].
طور (٥٢) ٢
١٨. قسم خداوند به قرآن، مورد نگارش مؤمنان:
وَ كِتابٍ مَسْطُورٍ [٥].
طور (٥٢) ٢
١٩. سوگند خداوند به قلم و نوشتهها:
ن وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ [٦].
قلم (٦٨) ١
ناتوانى از نوشتن
٢٠. ناتوانى عوام يهود از خواندن و نوشتن و ناآگاهى آنان از تورات و معارف آن:
وَ مِنْهُمْ أُمِّيُّونَ لا يَعْلَمُونَ الْكِتابَ إِلَّا أَمانِيَّ وَ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ [٧].
بقره (٢) ٧٨
٢١. مردم جزيرة العرب در دوران بعثت، ناتوان از خواندن و نوشتن:
هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ ....
جمعه (٦٢) ٢
٢٢. ناتوانى محمد صلى الله عليه و آله از هرگونه نوشتن:
وَ ما كُنْتَ تَتْلُوا مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتابٍ وَ لا تَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ إِذاً لَارْتابَ الْمُبْطِلُونَ.
عنكبوت (٢٩) ٤٨
[١] . احتمال دارد كلمه «ما» در «مايسطرون» مصدريه باشد به تقدير «و سطرهم» به معناى كتابت و نويسندگى و احتمال دارد موصوله باشد به معناى آنچه مىنويسند كه همان مكتوب و نوشتار است برداشت براساس احتمال اول است. (مجمع البيان، ج ١٠-/ ٩، ص ٥٠٠؛ التفسير الكبير، ج ٣٠، ص ٥٩٩)
[٢] . از كلبى نقل شده است كه مقصود از كتاب تورات است. (مجمع البيان، ج ٩- ١٠، ص ٢٤٧)
[٣] . كتاب مسطور، كتابى است كه خداوند آن را براى ملائكه خود در آسمان نوشته است تا در آن حوادث گذشته و آينده را بنگرند. (مجمع البيان، ج ٩- ١٠، ص ٢٤٧)
[٤] . از فراء نقل شده است: مقصود از «كتاب مسطور» «صحائف اعمال» انسانها است كه در قيامت به آنها داده مىشود. عدهاى آن را با دست راست خود مىگيرند و برخى با دست چپ. (مجمع البيان، ج ٩- ١٠، ص ٢٤٧)
[٥] . برخى گفتهاند: مقصود از كتاب مسطور، قرآنى است كه مؤمنان آن را مىنويسند. (مجمع البيان، ج ٩- ١٠، ص ٢٤٧)
[٦] . «ما» در جمله «وما يسطرون» مصدريه است و مراد نوشته است. خداوند از اين جهت سوگند مذكور را ياد كرده كه قلم و نوشته از عظيمترين نعمتهاى الهى است كه خداى متعال بشر را به آن هدايت كرده است. (الميزان، ج ١٩، ص ٣٦٨)
[٧] . «امّى» به كسى مىگويند كه نمىتواند كتابى را بخواند و نه بنويسد (مفردات، ص ٨٧، «امى») و مراد از ضمير در «منهم»، «يهود» مىباشد. (لباب التأويل، ج ١، ص ٥٦؛ الكشف و البيان، ج ١، ص ٢٢٣)