ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٦١ - شناخت پيوسته به وحى
وحى مى شود ) .
نتايج آياتى كه در اين مبحث مطرح شده است
نتايج آياتى كه در اين مبحث مطرح شده است ١٣ - ( وَإِنْ كادُوا لَيَفْتِنُونَكَ عَنِ الَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ لِتَفْتَرِيَ عَلَيْنا غَيْرَه وَإِذاً لَاتَّخَذُوكَ خَلِيلًا . وَلَوْ لا أَنْ ثَبَّتْناكَ لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئاً قَلِيلًا . إِذاً لأَذَقْناكَ ضِعْفَ الْحَياةِ وَضِعْفَ الْمَماتِ ثُمَّ لا تَجِدُ لَكَ عَلَيْنا نَصِيراً ) [١] ( آنان در صدد برآمدهاند كه ترا تحريك نمايند و از آنچه كه ما بتو وحى نمودهايم منحرف بسازند . اگر مطابق خواست آنان عمل مى كردى ، ترا براى خود دوست محبوب اتخاذ مى كردند . و اگر ما ترا تثبيت نمى كرديم ، نزديك بود اندك تكيه اى بر آنان نمائى . اگر چنين كارى را روا مى داشتى ، براى تو دو برابر مشقت زندگى و مرگ تباه را مى چشانيديم . سپس از طرف ما يارى براى خود پيدا نمى كردى ) .
نتيجهء يكم - جالبترين و با اهميتترين مسئله اى كه در آيات مربوط به وحى بچشم مى خورد ، ارزيابى شخصيت پيامبر با ملاحظهء وحى است
نتيجهء يكم - جالبترين و با اهميتترين مسئله اى كه در آيات مربوط به وحى بچشم مى خورد ، ارزيابى شخصيت پيامبر با ملاحظهء وحى است كه به او مى شود . مسئله اينست كه پيامبر اكرم به شايستگى خود براى وحى و نزول آن بر درون پاكش ، هيچ گونه مباهات و كبر و غرور نمى ورزد . در آيهء شمارهء ٢ مى بينيم كه پيامبر امتيازاتى را كه مردم گمان مى كردند ، بجهت رابطهء مقدس وحى دارا ميباشد ، از خود نفى ميكند : ١ - خزائن خداوندى در اختيار من نيست ، من غيب هم نمى دانم و من فرشته هم نيستم ، من فقط از وحى كه بمن مى شود پيروى ميكنم . ٢ - در آيهء شمارهء ٥ چنين مى خوانيم : تندگل مباش از اين كه از تو چيزهائى را مى خواهند كه تو آنها را ندارى ، مانند مال دنيا ، همراهى با فرشتگان . ٣ - در آيه شمارهء ٨ مى بينيم كه صريحا مى گويد : من مانند شما يك فرد انسانم . ٤ - در آيهء شمارهء ١٢ با صراحت كامل مى گويد : من از اسرار ربوبى
[١] الاسراء آيهء ٧٣ و ٧٤ و ٧٥ .