ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٤٨ - شناخت ملكوت
اى كاروانيان منزلگه كمال ، باكى از عوعو سگان در مسير اين راه نداشته باشيد ( آيهء شمارهء ٥ ) .
< شعر > نوح نهصد سال دعوت مى نمود دم بدم انكار قومش ميفزود هيچ از گفتن عنان واپس كشيد هيچ اندر غار خاموشى خزيد ز ان كه از بانگ و علالاى سگان هيچ واگردد ز راهى كاروان يا شب مهتاب از غوغاى سگ سست گردد بدر را در سيرتگ مه فشانه نور و سگ عوعو كند هر كسى بر طينت خود مى تند چون كه نگذارد سگ آن بانگ سقم من مهام سيران خود را كى هلم چون كه سر كه سر كگى افزون كند پس شكر را واجب افزونى كند < / شعر > اگر يك انسان به مرحلهء كمال يقين برسد ، آن قدر داراى عظمت و فروغ گشته است كه اگر همهء دنيا در برابرش صف آرائى نمايند ، باكى بخود راه نمى دهد ، بلكه از صفآرائى آنان در شگفتى فرو مى رود و دل بجهالت و حقارت آنان مى سوزاند . مگر يك بعد يقين ، احساس در برداشتن واقعيت نيست كسى كه واقعيت را در بر گرفته است ، چگونه مى تواند گوش به فرياد آنانكه از آن واقعيت بدورند ، فرا بدهد شناخت ملكوت اين مبحث در گذشته بطور مختصر مطرح شده است .
كلمهء ملكوت در چند آيه از قرآن مجيد وارد شده است . از آن جمله : ١ - ( وَكَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَالأَرْضِ وَلِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ ) [١] ( و بدينسان ملكوت آسمانها و زمين را بر ابراهيم نشان مى دهيم و تا او از دارندگان يقين باشد ) .
٢ - ( أَ وَلَمْ يَنْظُرُوا فِي مَلَكُوتِ السَّماواتِ وَالأَرْضِ وَما خَلَقَ الله مِنْ شَيْءٍ ) [٢]
[١] الانعام آيه ٧٥ .
[٢] الاعراف آيهء ١٨٥ .