ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١١٧ - ايمان نه تنها از مقولهء تعصب نيست ، بلكه حقيقتى است ضد تعصب
< شعر > دانه اى در صيدگاه عشق بىرخصت مچين كز بهشت آدم بيك تقصير بيرون ميكنند قطع اين مرحله بى همرهى خضر مكن ظلماتست بترس از خطر گمراهى < / شعر > ايمان به اصول مزبور همواره خواستههاى زندگى طبيعى را به سود « حيات معقول » تعديل مى نمايد و از پافشارى و مقاومت در دفاع از نظر و عمل غير مربوط به « حيات معقول » كه تعصب ناميده مى شود ، جلوگيرى مى نمايد .
كسى كه مطابق اصول مزبور معتقد است كه - < شعر > يا سبو يا خم مى يا قدح باده كنند يك كف خاك در اين ميكده ضايع نشود < / شعر > و معتقد است كه - < شعر > اين جهان كوهست و فعل ما ندا سوى ما آيد نداها را صدا < / شعر > مولوى و ميداند كه - < شعر > از تير آه مظلوم ظالم امان نيابد پيش از نشانه خيزد از دل فغان كمان را < / شعر > صائب تبريزى < شعر > مزرع سبز فلك ديدم و داس مه نو يادم از كشتهء خويش آمد و هنگام درو < / شعر > حافظ و يقين دارد كه - ( كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهِينَةٌ ) [١] ( هر نفسى در گرو اندوختههاى خويش است ) چنين انسانى چگونه مى تواند تعصب بورزد ، با اين كه ميداند در هر تعصبى حقيقت يا حقايقى را از خود و ديگران مى پوشاند . ايمان در مكتب اسلام نخستين
[١] المدثر آيهء ٣٨ .