ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٣٤ - ترجمهء خطبهء سى و يكم
( مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْراةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوها كَمَثَلِ الْحِمارِ يَحْمِلُ أَسْفاراً ) [١] ( مثل كسانى كه تورات براى آنان نازل شده ، ولى آنرا درك و مورد عمل قرار نمى دهند ، مانند الاغى هستند كه لوحهها ( كتابهائى را حمل ميكند ) بايد گفت : انسان موجوديست كه همهء شخصيت او با آن صفتى كه بعنوان عنصر اشغال كننده سطوح روانى او در درونش رسوب كرده باشد مشخص مى گردد . دو بيت مولوى كه در زير ملاحظه مى شود ، بازگو كنندهء اين اصل روانى است .
< شعر > اى برادر تو همان انديشه اى ما بقى خود استخوان و ريشه اى گر بود انديشه ات گل ، گلشنى ور بود خارى تو هيمهء گلخنى < / شعر > رواياتى از ائمه عليهم السلام نقل شده است كه مى گويد : در روز قيامت بعضى از انسانها به شكل بعضى از حيوانات محشور مى شوند ، يعنى بجهت صفت حيوانى خاصى كه در اين زندگانى دنيوى داشتهاند ، در روز قيامت تجسمى از همان صفت خاص خواهند بود . حقيقت اينست كه روان آدمى موجودى بس شگفت انگيز است ، چنانكه مى تواند تجسمى از اوصاف عالى فرشتگان بوده باشد ، همچنين مى تواند مجسم كنندهء پستترين صفات پستترين حيوانات بوده باشد .
بله :
< شعر > گرگ است نيست مردم آن كس كه دادگر نيست بهتر ز داد از ايزد اندر جهان خبر نيست < / شعر > < شعر > تا توانى ميگريز از يار بد يار بد بدتر بود از مار بد < / شعر > < شعر > از پى رد و قبول عامه خود را خر مساز ز ان كه نبود كار عامى جز خرى يا خرخرى گاو را باور كنند اندر خدائى عاميان نوح را باور ندارند از پى پيغمبرى < / شعر >
[١] الجمعه آيهء ٥ .