ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٩٦ - نتيجهء ششم - نسبيت درك زمان
از سحابىها و كهكشانهائى است كه از ميلياردها سال پيش در پهنهء كيهانى مشغول فعاليتند :
< شعر > كاشكى هستى زبانى داشتى تا زهستان پردهها برداشتى هر چه گوئى اى دم هستى از آن پردهء ديگر بر او بستى بدان آفت ادراك آن قال است و حال خون به خون شستن محال است و محال < / شعر > مولوى مسئلهء هشتم - آيهء شمارهء ١٥ ، استمرار خلقت را بيان ميكند و مى گويد : آنچه را كه تدريجا در حال ورود به عالم خلقت است ، نمى دانيد . البته خداوند نمى فرمايد : از دانستن آنچه كه خلق مى شود ، ناتوانيد ، بنا بر اين شناخت ما چنانكه در آيهء شمارهء ١٤ متذكر شديم ، در جويبار زمان و بستر فضا گسترده است كه تدريجا بر شناختهاى ما افزوده خواهد گشت .
مسئلهء نهم - در آيات شمارهء ١٦ و ١٧ و ١٨ و ١٩ يك حقيقت بسيار مهم مطرح شده است كه مى گويد شناخت و معرفت و ارتباط آدميان با واقعيات در روز قيامت كه آغاز ابديت ، كامل و بىپرده و بدون دخالت قطب ذاتى و عوامل خارج از خود واقعيات خواهد بود . بدينقرار است كه : - ١ - ديگر خواص چشم و فاصلهها و عامل نور در ديدن واقعيات دخالتى نكرده ، آن واقعيات را با چشمان تيزبين خواهند ديد .
٢ - كردارها ، حتى فعاليتهاى ظريف ذهنى و انديشهها و تجسيمات و تداعى معانىها و گفتارها بدون اندك كم و زياد و بدون كمترين دخالت از طرف حواس و ذهن بازيگر مورد مشاهده خواهند گشت . اين حقيقت در دو آيهء ديگر از قرآن نيز مطرح شده است : الف - ( ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْه رَقِيبٌ عَتِيدٌ ) [١] ( هيچ انسان سخنى را بزبان نمى آورد مگر اين كه در نزد او دو فرشته بنام رقيب و عتيد [ براى ثبت آن ]
[١] ق آيهء ١٨ .