ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٤٦ - شناختهاى روشن بينانه ( بصيرت )
نتيجهء سوم - اگر تو هم مى خواهى از آن فروغ و يقين برخوردار شوى پروردگارت را بشناس و او را عبادت كن
نتيجهء سوم - اگر تو هم مى خواهى از آن فروغ و يقين برخوردار شوى پروردگارت را بشناس و او را عبادت كن ( آيهء شماره ٣ ) وصول به يقين بدون معرفت و كار و كوشش قابل تحقيق نيست . بازى با مفاهيم و زير و رو كردن خيالات و اصطلاحات پر طنطنه كه خود وسيلهء سرگرمى و اشتغالات بيهودهء ذهنى ، نه تنها موجب يقين نمى گردند ، بلكه سد نفوذ ناپذيرى در برابر جريان حقايق به درون مى باشند . همهء ما اين حقيقت را پذيرفتهايم كه :
< شعر > اى برادر تو همان انديشه اى ما بقى خود استخوان و ريشه اى < / شعر > و اين را هم پذيرفتهايم كه :
< شعر > گر بود انديشه ات گل گلشنى ور بود خارى تو هيمهء گلخنى < / شعر > با نظر به اين اصل اساسى ، ترديدى نبايد كرد در اين كه انسان خيالباف تجسمى از خيال است ، انسان عاشق اصطلاح و اصول پيش ساخته تجسمى از آن اصطلاح و اصول است . با اين فرض چگونه مى توان به يقين ربانى واصل شد كه احتياج به گرايش راستين به خدا و نهادن سر عبوديت بر زمين در پيشگاه آن جلال و جمال ازلى و ابدى دارد . البته فراموش نشود كه منظور از عبادت خدا ، بجاى آوردن يك عده اعمال اعتيادى و بازگو كردن طوطىوار جملات تعبدى نيست ، بلكه از آن هنگام كه يك انسان از خاك برميخيزد و از جان وابستهء خود به جلال و جمال ابدى آگاه مى شود ، به عبادت شروع ميكند ، تا عاليترين پديدهء زندگانى او كه جهاد فى سبيل اللَّه با جان و مال است و همهء لحظات زندگى او با آن آگاهى در پيشگاه الهى سپرى مى شود ، خواه در كارگاه ، خواه در عبادتگاه ، خواه در ميدان نبرد و خواه در كشتارگاه و دانشگاه و مراكز تعليم و تربيت و غير ذلك . مسلم است كه با افزايش آگاهى در اين تكاپوها بر يقين آدمى افزوده مى شود .
نتيجهء چهارم
نتيجهء چهارم اگر روزى فرا رسد كه بشر اين قدرت را پيدا كند كه همهء منكران آيات خداوندى و هدف الهى « حيات معقول » را در يكجا جمع كند و