ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥٤ - توضيحى در بارهء غيب
ايمان به مجهول مطلق نيست . اعتقاد به وجود من يا « خود » يا « شخصيت » يا « روح » كه لمس كردنى نيست ، اعتقاد بيك مجهول مطلق نيست ، ما همهء اينها را مى شناسيم و در سرتاسر زندگى با اين حقايق سر و كار داريم . قسمت اعظم علوم انسانى ما را همين حقايق تشكيل مى دهند . حتى خداوند كه بيك معنى غيب الغيوب است مورد دريافت و گرايش اكثريت قريب به اتفاق بشريت است .
< شعر > آستين بر روى و نقشى در ميان افكنده اى خويشتن تنها و شورى در جهان افكنده اى خود نهان چون غنچه و آشوب استيلاى عشق در نهاد بلبل فرياد خوان افكنده اى هيچ نقاشى نمى بيند كه نقشى بركشد و آنكه ديد از حيرتش كلك از بنان افكنده اى < / شعر > همه هشيارانى كه اندك اطلاعى از تاريخ دارند ، مى دانند كه با ارزشترين بلكه بيشترين قربانيان جانباز سرتاسر تاريخ بشرى شهداى حقايق غيبى هستند ، مانند عدالت و آزادى و ارزشهاى عالى انسانى و رضاى خداوندى و كمال و غير ذلك .
بنا بر اين تفسير كه در بارهء غيب نموديم ، درك اين مسئله كه ترديد و انكار حقايق غيبى ناشى از حساسيت ( آلرژى ) ميباشد ، كاملا روشن است . اين شكاكان و منكران بدون يك تفسير صحيح در بارهء غيب ، به تشويش خاطر دچار ميشوند و قسمتى از نيروها و استعدادهاى با ارزش مغز خود را راكد و خنثى مى نمايند .
بهر حال ، اكنون به مفاد و نتايج آياتى كه در اين مبحث مطرح شده است ، مى پردازيم
بهر حال ، اكنون به مفاد و نتايج آياتى كه در اين مبحث مطرح شده است ، مى پردازيم :
نتيجهء يكم آياتى چند در قرآن مجيد علم غيب را در انحصار خداوندى گوشزد ميكند
نتيجهء يكم آياتى چند در قرآن مجيد علم غيب را در انحصار خداوندى گوشزد ميكند مانند آيهء شمارهء ( ٣ و ٦ و ١١ ) انحصار علم غيب به خدا با نظر به موضوع معلوم بر دو نوع تقسيم مى شود :