ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٤٤ - شناختهاى روشن بينانه ( بصيرت )
( و از آنان پيشوايانى قرار داديم كه با امر ما هدايت مى كردند ، [ شايستگى آنان به امامت ] بجهت صبر و شكيبايى [ در برابر ناگواريها ] و يقين به آيات ما بود ) .
نتايج آياتى كه در اين مبحث مطرح شده است
نتايج آياتى كه در اين مبحث مطرح شده است نتيجهء يكم - نظاره و تحقيق در بارهء آسمانها
نتيجهء يكم - نظاره و تحقيق در بارهء آسمانها و نيروى بسيار عظيمى كه آنها را برپا داشته و جريان آفتاب و ماه و نظمى كه در اين كيهان بزرگ برقرار است ، مى توانند علتى براى حصول يقين به ديدار پروردگار باشند . ( آيهء شماره ١ ) از اين جهان بينى صاف با ديدگان تيزبين ، يقين به ديدار خداوندى ، منطق خردمندان است .
اگر درست بفهميم كه :
< شعر > در عالم عالم آفريدن به زين نتوان رقم كشيدن < / شعر > يقين خواهيم كرد كه :
< شعر > تا مايهء طبعها سرشتند ما را ورقى دگر نوشتند كار من و تو بدين درازى كوتاه كنم كه نيست بازى < / شعر > نظامى گنجوى مگر ايمان نياوردن كار آسانى است مگر گوش فروبستن از آهنگ بسيار موزون اين نظم بزرگ كارى است امكانپذير مگر سركوب كردن نغمههاى اصيل وجدان كه با انگشتان نظم جهان نواخته مى شود ، با شوخىهاى « من نمى شنوم » « انشاء اللَّه كه بز بود » صورتپذير است آرى همهء اين تجاهلها و نمى بينمها و نمى شنومها امكان پذير است بشرط آنكه هرگز براى تماشا و نظاره و انديشه در بارهء اين كيهان سترگ سربلند نكنيم .
نتيجهء دوم - آنانكه از تباه شدن در خيالات و پندارهاى بازيگرانهء ذهنى و غرق شدن در جهالتها خوددارى نموده و بمقام شامخ تقوى رسيدهاند ، به آخرت يقين دارند .
نتيجهء دوم - آنانكه از تباه شدن در خيالات و پندارهاى بازيگرانهء ذهنى و غرق شدن در جهالتها خوددارى نموده و بمقام شامخ تقوى رسيدهاند ، به آخرت يقين دارند .
( آيهء شمارهء ٢ ) تقوى چيست تقوى يعنى صيانت ذات