ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٧٤ - مباحث مربوط به جهان بينى
بشر در راه تشخيص حق و باطل در هر دوره اى جدىترين تلاش را براه مى اندازد ، ولى منابع و ريشههاى حق و باطل بدون راهنمائى راهنمايان انسان شناس و جهان بين كاملا قابل درك و تحقيق نمى باشند ، بهمين جهت زندگى آدميان از مجراى ابهامانگيز حق و باطلى كه بطور جبر و ناخودآگاه عبور ميكند ، رضايت بىاساس او را تأمين مى نمايد . خداوند هستى بخش براى تأمين « حيات معقول » انسانها در مجراى حق و باطل دو قلمرو را تعيين مى نمايد : قلمرو يكم - آيات الهى كه بوسيلهء پيشوايان فوق الطبيعة به مردم ابلاغ مى شود ( آيهء شمارهء ١ و ٣ و ٥ ) اين آيات الهى فارق و جدا كنندهء حق از باطل است . اين آيات از طرف خداونديست كه آفرينندهء منابع و ريشههاى حق و باطل است ( نور و ظلمت ) اصطلاح فرقان كه در بارهء قرآن و ديگر كتب آسمانى گذشته مانند صحف ابراهيم و تورات موسى و انجيل عيسى عليهم السلام بكار رفته است ، بهمين مناسبت است كه معرفى حق و باطل و تفكيك آن دو از يكديگر با مشيت الهى در اين كتابهاى آسمانى بيان شده است .
قلمرو دوم - وجدان و عقل فطرى و رشد يافتهء بشريست كه با تكاپو و تلاش صميمانه در راه شناخت حق و باطل و تفكيك آن دو از يكديگر به نتيجهء مطلوب مى رسند : ( آيهء شمارهء ٦ ) در مواردى متعدد از اين مجلدات باين حقيقت اشاره كردهايم كه عامل رشد انسانها كه حجت ناميده مى شود بر دو نوع است : عامل رشد و حجت برونى كه انبياء و اولياء و ديگر رشد يافتگان كاروان بشريتند . نوع دوم - عامل رشد و حجت درونى است كه عقل سليم و وجدان آزاد از زنجير خود محورى و خودكامگى ميباشد .
مباحث مربوط به جهان بينى ١ - جهان هستى براى شناخت و به فعليت رسانيدن ابعاد سازندهء آدمى آماده است . مسلما آياتى كه در قرآن مجيد توصيه و دستور اكيد براى شناخت