ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٦٩ - مقدمهء دوم - ادعاى تكامل عقلانى با حركت در تاريخ طبيعى محض بايد مورد تجديد نظر قرار بگيرد
و اشتياق به جهانبينىها كه ناشى از ناتوانى متفكرين از توضيح ديدگاههاى جهانبينى خود ميباشد . اگر اين متفكران مى توانستند با تشخيص و معين ساختن عينك خاصى كه به چشم خود زدهاند ، برداشت خود را از جهانبينى مطرح نمايند ، مردم را زير رگبار تناقضات جهانبينى افسرده نمى ساختند .
بيست و چهار - فرداگرايى ناشى از بريده شدن دست از امروز و ديروز و متلاشى ساختن واقعيت با قطعات برندهء زمان . مى توان گفت چند هزار سال است كه بشر در گذرگاه تاريخ حيات طبيعى خود ، با برخوردارى از مقدارى هشيارى در فرداها زندگى ميكند ، زيرا واقعيت چهرهء خود را در زير پردههاى « حيات طبيعى محض » پوشيده و او خود را در ديروز و امروز در خلا احساس كرده ، راحتى را در فرداهاى موهوم سراغ مى گيرد ، يا با يك عبارت تحليلى پناهگاهى از ديروز و امروز جز فردا را نديده و بسوى آن خزيده است . گروهى ديگر هم به اميد برآورده شدن آرمانها در فردائى كه مى آيد در اعماق سطوح روانى خود فرو مى روند و يك فرداى آرمانى براى خود مى سازند . شاعر مرحوم آقاى ناظر زادهء كرمانى مى گويد :
< شعر > عمر من شد برخى فرداى من واى از اين فرداى ناپيداى من < / شعر > [١] بيست و پنج - بيمارى مرگبار از خود بيگانگى . بيست و شش - ناتوانى گردانندگان جوامع از عمل به قول و پيمانهائى كه براى تصدى مقام مديريت به جوامع خود مى دهند . و عدم تعيين حدود حقيقى اختيارات مديريتهاى جوامع .
البته اين عدم تعين را و ايتهد به گره خوردگى خود طبيعت بشرى نسبت داده و مى گويد : « طبيعت بشرى آن قدر پيچيده و گره خورده است كه همهء برنامههاى اصلاحى كه نوشته مى شود ، در نزد زمامدار حتى از كاغذ باطل شده بوسيلهء نوشتن برنامه روى آن نيز بىارزشتر است » . [٢] بيست و هفت - بلا تكليف ماندن هنر و گم كردن رسالت
[١] برخى قربان و قربانى - فرهنگ معين حرف باء ج ١ .
[٢] نفوذ و ماجراهاى ايدهها - الفرد نورث و ايتهد - متن اصلى انگليسى ص ١٣