ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٩٠ - نتيجهء ششم - نسبيت درك زمان
اما كسانى كه حتى بدون اطلاع از همين پديدهها و فقط با قناعت ناآگاه به مكانيسم و ديناميسم حيات زندگى ميكنند ، وضعشان شرمآورتر از آنست كه بتوان توصيف كرد . اين گونه مردم كه از پديده و اسرار حيات جز خور و خواب و خشم و شهوت و خودخواهى چيزى ديگر نمى دانند ، اينان همان مواد جامد زمينى هستند كه حركت و احساس را از پديدهء حيات به عاريت گرفته ، اين پديدهء با عظمت را به مسخره گرفتهاند . حقيقت اينست كه شناخت حيات و بهره بردارى از آن ، بدون آگاهى به مختصات و ارزشهاى آن امكانناپذير است .
نتيجهء ششم - نسبيت درك زمان ، اين مسئله در آيات شمارهء ٦ و ٧ و ٨ و ٩ و ١٠ و ١١ و ١٢ گوشزد شده است . زمان نوعى احساس ذهنى است كه به گمان قوى از ارتباط ذهن با حركت بوجود ميايد . مباحث مربوط به هويت و مختصات زمان بسيار مفصل و تاكنون افكار هر فيلسوف و جهان بينى را بطور جدى بخود مشغول داشته است . ما در اين مبحث زمان را فقط از نظر نسبيت درك آن مطرح مى سازيم كه در آيات قرآنى تذكر داده شده است .
توضيح مختصر در بارهء نسبيت زمان از نظر روانى نه از نظر فيزيكى كه در فيزيك جديد مطرح است ، چنين است : اين جمله را بخاطر بياوريد كه مى گويد : در آن جلسه اى كه با دوستان داشتيم ، نفهميدم زمان چگونه گذشت . وقتى كه پس از تمام شدن جلسه به ساعت نگاه كرديم ، ديديم پنج ساعت طول كشيده است ، ولى من گمان مى كردم نيم ساعت هم نگذشته است . همچنين اين جمله را هم بياد بياوريد كه مى گويد : « آن مسافرت را كه با آن همسفر خودخواه و تندخو گذراندم با اين كه بيش از هفت روز طول نكشيد ، براى من چند سال زندان با شكنجه سپرى شد :
< شعر > اگر روز قيامت را شبى هست آن شب است امشب طبيب از من ملول و جان ز حسرت در لبست امشب < / شعر > حجة الاسلام نير