ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٩١ - نتيجهء ششم - نسبيت درك زمان
< شعر > بد نامى حيات دو روزى نبود بيش آنهم كليم با تو بگويم چسان گذشت يك روز صرف بستن دل شد به اين و آن روز دگر به كندن دل زين و آن گذشت < / شعر > كليم كاشانى در اين بيت حافظ هم بينديشيد كه مى گويد :
< شعر > بر لب بحر فنا منتظريم اى ساقى فرصتى دان كه ز لب تا بدهان اين همه نيست < / شعر > در مضمون يك بيت معروف چنين آمده است كه اگر زندگى خوش بگذرد ، عمر حضرت نوح هم كم است و اگر سخت بگذرد ، يك روزش هم زياد است .
پيشتازان ادبيات كه برجسته ترين روانشناسان و با هوشترين سياحتگران اقاليم ناشناختهء روان بشرى هستند . در بارهء درك زمان و نسبيت آن عاليترين مطالب را گوشزد كردهاند كه اگر يك فيلسوف بخواهد به جهانبينى همه جانبه بپردازد ، مى تواند از محصولات ذهنى و ذوقى آن پيشتازان سرمايهء كلانى در بارهء « زمان در قلمرو روان » بدست بياورد . مقدارى از آن مسائل كه حتما در شناخت نسبيت زمان در فعاليتهاى ذهنى بايد مورد توجه قرار بگيرد ، بدينقرار است : مسئلهء يكم - چگونگى ارتباط ذهن با شرايط روانى كه وجود دارد ، با حركات و رويدادهاى درونى و برونى است . بنظر مى رسد هر اندازه كه شرايط روانى ايجاب كند كه حركت جارى بجهت ناگوارى رويدادهاى موجود در آن حركت با شتاب بيشتر از ديدگاه انسان عبور كند و روان را آزاد نمايد ، زمان طولانىتر احساس مى شود ، گوئى آن آزادى كه روان با باز شدن حلقه - هاى زنجيرى رويدادهاى جارى مى خواهد ، مانند اينست كه روان حيات خود را مى خواهد .
< شعر > يمشى الزّمان بمن ترقّب حاجة متثاقلا كالخائف المتردّد و يخال حاجته الَّتى يصبو لها فى دارة الجوزاء او فى الفرقد و اذ الفتى لبس الأسى و مشى به فكأنّما قد قال للزّمن اقعد < / شعر >