ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٩ - ٢ - عنصر دوم ١٧١ حيات معقول ١٨٧ تصفيهء حساب انسان در حال حركت با نيروها و فعاليتهاى جبر مشروط و شبه جبرى زندگى طبيعى است
نفس نموده است ، ما را هم وادار كرده است كه ترا به كيفر قانونى برسانيم .
و چون اكثريت چشمگير انسانها و لو بطور اجمال مى دانند كه چنين پاسخى را خواهند شنيد ، لذا از ارتكاب جرم خوددارى نموده و قوانين و مقررات اجتماعى را عمل ميكنند . حالا اگر فضاى جامعه از يك طرف و كوششهاى تعليم و تربيتى از طرف ديگر بطور جدى اثبات كنند كه ما انسان مى خواهيم و بالاتر از تساوى همهء افراد جامعه در حقوق و مقررات كه با جبر يا نمايش جبرى همه را مطيع خود مى سازد ، كوشش ما براى اينست كه احترام بآن حقوق و مقررات همراه با تلاش روحى براى شكوفائى آزادى در اختيار در نهاد انسانها بوجود بياوريم . و اين يك تلاش خوشايند آرايشى نيست ، بلكه اگر چنين كارى را انجام ندهيم ، تاريخ اجتماعى ما از تاريخ طبيعى به تاريخ انسانى تكامل نخواهد يافت . آيا شما مى گوئيد : اين تلاش به نتيجهء مثبت نخواهد رسيد اگر چنين احتمالى در بارهء انسان بدهيد ، حتما بايد كاروان انسانيت را كه در تاريخ حيات طبيعى محض مانند رگههاى الماس مى درخشد ، منكر شويد .
اين نكته را هم كه در بعضى از مباحث گذشته اشاره كردهايم ، در اينجا نيز تذكر مى دهيم كه اگر شخصى يا مكتبى از ديدگاه شخصى يا مكتبى خود نتوانست پديدهء اختيار را بپذيرد ، چه اشكال دارد كه در يك حقيقت مشترك با هم همگامى كنيم و تاريخ انسانى را شروع كنيم . آن حقيقت مشترك عبارتست از اين كه هر كس در هر موقعيتى كه قرار مى گيرد ، اگر بتواند با آگاهى به رشد و كمال در موقعيت بعدى ، حركت نموده و بآن موقعيت كاملتر گام بگذارد ، حركت كند و بموقعيتى كه در آن فرو رفته است قناعت ننمايد .
مثلا اگر وضع روانى او چنين است كه انجام وظيفه را فقط به انگيزگى پاداش مادى محض يا ترس از كيفر مادى محض انجام مى داد ، همين كه فهميد انجام وظيفه با نظر به هدفهاى والاى آن و با تحريك وجدان شريفتر و انسانىتر است ، انجام وظيفه نمايد و معطل نشود كه بگذاريد ببينيم اين آگاهى و حركت و مقدمات