ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١١٨ - مقدسترين خونها در صحنهء كارزار تاريخ در راه ايمان بزمين ريخته شده است
عظمتى را كه بر انسان مى بخشد ، باز كردن افق انديشه و تعقل او ميباشد ، نه محدود ساختن آن . و آدمى كه گام به مرحلهء ايمان مى گذارد ، ميداند كه الطُّرُقُ الَى اللَّه بِعَدَدِ انفاسِ الخَلائِقِ < شعر > هر دل سوزان هزاران راه دارد سوى تو اين همه راه را تو پايانى ندانم كيستى < / شعر > على صائبى تبريزى پس با اين فرض ، شخص با ايمان با كدامين دليل مى تواند راه حقيقت را در دانسته و خواستهء شخصى خود محدود و منحصر بسازد . او بهتر از همه ميداند كه - < شعر > سختگيرى و تعصب خامى است تا جنينى كار خونآشامى است < / شعر > مولوى مقدسترين خونها در صحنهء كارزار تاريخ در راه ايمان بزمين ريخته شده است درست است كه سطوح زيادى از اين كرهء خاكى ما از خون پوشيده است .
و هيچ جامعهء انسانى را نمى توان سراغ گرفت كه در كشتگاه تاريخ سرگذشت آن ، باران خون نباريده باشد . درست است كه در امتداد قرون و اعصار قفسهاى كالبد انسانهاى بسيار فراوان بطور خارج از نوبت و بيرون از جريان منظم قانون طبيعى شكسته و ارواح آنان بپرواز اجبارى در آمدهاند ، كه پاسخ آن بعهدهء قدرت - پرستان و كسانى است كه در تفسير قدرت هيچ حقيقتى را جز خودخواهى نمى بينند ، ولى كاملا بديهى است كه مقدسترين خونهائى كه در اين خاكدان بزمين ريخته است ، خونهاى دفاع كنندگان از ايمان به حقايق « حيات معقول » بوده است كه مى گفت :
< شعر > قف دون رأيك فى الحياة مجاهدا انّ الحياة عقيدة و جهاد < / شعر > ( در پاى عقيدهء خود با مجاهدت در راه آن مقاوم و پايدار باش ، زيرا حيات « حيات معقول » عقيده است و تكاپو و تلاش در راه آن ) .