ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٣٠ - ٣ - مسير هدفهاى تكاملى عقلانى
و عوامل برونى و درونى اين امور جبرى است و از چه نوع جبر است [ اگر چه بحثهاى متنوع روانى و فلسفى و ديگر رشتههاى علوم انسانى در اين مسئله بجاى خود محفوظ است ] و چنانكه گفتيم : حركت به موقعيت عالىتر را با آگاهى شروع نمايد و نام آنرا هم جبر بگذارد . زيرا واقعيت نه به كلمهء اختيار عشق مى ورزد و نه با كلمهء جبر كينه توزى دارد .
٣ - مسير هدفهاى تكاملى عقلانى شايد دو كلمهء تكاملى عقلانى براى افكار ابتدائى مشكل و ابهام انگيز جلوه نموده و بگويند : كدامين تكامل عقلانى مگر بشر مى تواند اين تكامل عقلانى را بفهمد و در راه وصول به آن زحمت بدست آوردن آگاهى و گذشت از تمايلات حيات طبيعى محض را ، تحمل نمايد مى گوئيم : بلى ، اگر مغز يك انسان باين آگاهى برسد كه ٤ ٢ ٢ و اگر بتواند بفهمد كه « كل از جزء بزرگتر است » « و شيئى خودش است و غير خودش نيست » همان مغز اين قدرت را دارد كه انجام وظيفه با هدفگيرى مصلحت واقعى را كه آن وظيفه را ايجاب كرده بفهمد و با تحريك عقل و وجدان به تحصيل آن مصلحت كه با معناتر و ثابتتر و اطمينان بخشتر است قدم بردارد و بداند كه انجام وظيفه با هدفگيرى مصلحت واقعى روحيهء عدالت و ثبات قدم را در درون انسانى تقويت مى نمايد ، در صورتى كه انجام وظيفه با هدفگيرى پاداش و فرار از كيفر ، آدمى را مانند ماشينى مى سازد كه نمى تواند گريبان خود را از جبرى كه خود براى خود ساخته است ، نجات بدهد ، يعنى او جلب پاداش و فرار از كيفر را بقدرى بر خود تلقين مى نمايد كه آن دو را بصورت عامل جبرى براى حركات خود در مى آورد < شعر > در چهى افتاده كان را غور نيست آن گناه اوست جبر و جور نيست در چهى افكنده او خود را كه من در خور قعرش نمى يابم رسن < / شعر > همان مغزى كه در امتداد عمر « حيات طبيعى محض » با انديشههاى تابناك و هوش سرشار و قريحه و استعدادهاى بسيار فعال در بدست آوردن سود مادى و مقام و شهرت اجتماعى و از پا در آودردن رقيب و باز كردن موقعيتهاى