ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٦ - نتيجهء سوم
قرار گرفتن در جاذبيت الهى چيست اولين نتيجهء آن عبارتست از رهائى و آزادى مغز و روان از هر گونه دامى كه در سر راه آن دو گسترده شده است .
جوشش براى اين رهائى در ذات خود روان و نيروهاى متنوع مغز وجود دارد .
اين رهائى و آزادى غير از پديدهء عاميانهء « مى توانم اين كار را بكنم و مى توانم اين كار را نكنم » ميباشد . بلكه آن پديدهء با عظمت است كه هيچ مجهولى بدون آن ، روى پردهء معلومات نمى آيد و هيچ اكتشاف و اختراع و بارقههاى مفيد مغزى بدون آن امكان پذير نمى باشد . دومين نتيجهء قرار گرفتن در جاذبيت الهى به اصطلاح ادبى ديدن پيچش مو از مو و دريا از قطره است :
< شعر > تو مو مى بينى و من پيچش مو تو ابرو من اشارتهاى ابرو < / شعر > و ديدن دريا از قطره :
< شعر > هر قطره اى در اين ره صد بحر آتشين است دردا كه اين معما شرح و بيان ندارد < / شعر > حافظ عارف از انگور مى بيند همى نتيجهء سوم همهء كتابهاى آسمانى كه خداوند بر پيامبران فرستاده است ، داراى آن نور الهى است كه مردم بوسيلهء آن نور حقايق را ببينند و در روشنائى آن حركت كنند . ( آيهء شمارهء ٣ و ٤ و ٥ و ٦ و ٧ ) با نظر به محتويات كتاب آسمانى مسلمين كه قرآن ناميده مى شود آنچه بدست مى آيد ، اينست كه اين كتاب مى خواهد بشر را از محدوديتها و كوته بينىهاى ناشى از سطحنگرى نجات بدهد .
راه تقوى و خودسازى و جامعه سازى و تاريخسازى را تعليم نمايد . قسط و عدالت را در روابط انسانها با يكديگر تحقق ببخشد ، عظمت ظرفيت انسانها را در برابر رويدادهاى سخت روزگار گوشزد نمايد . ارزش واقعى انسانها را دور از افراط و تفريط بيان كند .
معناى خوشبختى و بدبختى و تاريكى و روشنائى را توضيح داده آنها را