ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٠٣ - ٤ - شخصيت انسان در مسير ساخته شدن
مسلم است كه مقصود از حركت به پيش ، در نورديدن امتداد زمان مجرد و فضاى محض نيست ، بلكه مقصود تحول احساسات خام و ابتدائى به احساسات تصعيد شده و تعقلهاى جزئى به تعقلهاى عالىتر است . اين دو تحول زمينهء يك تحول سوم را هم آماده مى كند كه عبارتست از زمينهء اعتلاى ارادهء رو به آزادى كه تدريجا به اختيار مبدل مى گردد .
وحدت اعلاى شخصيت انسانى بدون تحولهاى سه گانه امكانپذير نخواهد بود . احساسات خام و ابتدائى جز تأثرات چيز ديگرى نمى تواند باشد .
اين تأثرات كه خالص جنبهء انفعالى دارند ، هر اندازه كه افزايش پيدا كنند ، از بعد فعاليت آدمى كاسته مى شود و در اين صورت شخصيت براى نمو و اعتلاء عاملى نخواهد داشت . « حيات معقول » اصل تأثر را منكر نمى شود بلكه مى خواهد تأثرات و عواطف خام و ابتدائى را بوسيلهء پيشرفت تعقل و اعتلاى خواستههاى جزئى و بىاساس به احساسات تصعيد شده مبدل نموده و مديريت و شخصيت را بوسيلهء اختيار بر آن تأثرات و احساسات حاكم نمايد . بعنوان مثال : تأثر از يك لذت محسوس و بىپايه مبدل به يك لذت محسوس اشباع شده از تعقل و اختيار . مثلا تأثر از يك نوازش و احترام مغرضانه يا ناشى از جهالت نوازش كننده با انديشه و تعقل در بارهء بىپايگى و نابجا بودن آن ، منتفى و بجاى آن از نوازش و احترام پاك انسانى و خارج از مجراى سوداگرى متأثر گردد .
ملاحظه مى شود كه بالاتر رفتن از مجراى سوداگرى و تصفيهء احترام از آلودگى - هاى غرض ورزى ، برخوردار شدن از تعقل در اصول عالى انسانى را در بر دارد و بدون چنان تعقلى بوجود آمدن تأثر والا و تصعيد شده امكانپذير نمى باشد .
بهترين توضيح دهندهء دو نوع تأثر خام و تصعيد شده ، تقسيم شدن اندوهها بر دو نوع كاملا متفاوت است : نوع يكم - غم و اندوههاى معمولى است كه ناشى از فقدان خواستههاى پست و محقر و لذايذ حيوانى ناچيز مى باشد .