ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢١٢ - مقصود از ١٧١ معقول ١٨٧ در ١٧١ حيات معقول ١٨٧ چيست
حكما و عرفاى جهان شناس مانند مولوى فراوان بكار رفته است . اكنون براى توضيح « معقول » « در حيات معقول » همهء اقسام عقل و فعاليتهاى تعقلى را مورد بررسى قرار مى دهيم .
هيچ ترديدى نبايد كرد در اين كه مقصود از معقول در « حيات معقول » عقل نظرى جزئى نيست كه كارى ندارد جز تنظيم مقدمات بوسيلهء انديشهء علمى يا رفتار عملى در راه هدفها بدون كمترين اعتناء به همهء واقعيتهاى مربوط به انسان .
عقل نظرى جزئى عدد را تجريد ميكند و علاماتى را هم مقرر مى نمايد ، آن گاه مطابق اصول رياضى مشغول فعاليت مى شود ، ولى كارى بآن ندارد كه آيا اين عمل و استنتاج رياضى به مصلحت واقعى خود تعقل كننده و ديگر انسانها ، بكار برده خواهد شد يا نه عقل نظرى جزئى خواسته و مقصود را هدف و هر چه كه براى وصول به آن هدف مفيد است بعنوان وسيله گوشزد ميكند . ولى نمى گويد كه هويت و ارزش اين خواسته و مقصود و وسايل استخدام شده در راه وصول به آن چيست عقل نظرى جزئى راه استنتاجات منطقى را بيان ميكند ، اما اين كه از اين استنتاجات منطقى چگونه بهره بردارى شود ، خود را موظف به پاسخ اين سؤال نمى داند . عقل نظرى مى تواند طرق آنچه را كه خود انسان بعنوان هماهنگى احساسات و عواطف و تمايلات از يك طرف و اصول و قوانين مذهبى و اخلاقى و اجتماعى از طرف ديگر ، تشخيص داده است ، بيان كند و اما اين كه اين هماهنگى كه تشخيص داده است ، صحيح است يا باطل عقل نظرى جزئى كارى با آن ندارد . همچنين عقل نظرى جزئى مى تواند طرق ايجاد نظم و هماهنگى جهان برونى و درونى را كه خود انسان تشخيص داده است ، توضيح بدهد ، ولى كارى با صحت و بطلان آن تشخيص و همه جانبه بودن آن ندارد . بعبارت كلىتر : عقل نظرى جزئى دو كار كاملا روشن را انجام مى دهد : كار يكم توصيف « آنچه كه هست » هم از نظر تحليلى و هم از نظر تركيبى . كار دوم - توجيه انسان