ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٦ - بىاعتنائى به حوادث كوبنده در زندگى پيش از بروز آنها
٨ - و لا نتخوّف قارعة حتّى تحلّ بنا ( و از هيچ رويداد خطرناكى كه ضربهء مهلك مى آورد بيمى نداريم تا بر سر ما فرود آيد ) .
بىاعتنائى به حوادث كوبنده در زندگى پيش از بروز آنها توجه همه جانبه به اين كه زندگى انسانى از دو طرف يا از دو عامل مهم تهديد مى شود ، شرط اساسى زندگى است . اين دو عامل عبارتند از : عامل يكم - طبيعت كه از هر سوى ما را احاطه كرده است . بيماريها و زلزلهها و آتشفشانيها و قحطىها و سيلهاى ويرانگر و غير ذلك هشدار مى دهند كه براى حفظ حيات بايستى درصدد مبارزه با اين امور خطرناك برآمده ، بهر نحوى كه ممكن است ، از قرار گرفتن در شعاع فعاليت اين امور پرهيز كرد . عبور حيات انسانها در گذرگاه تاريخ از اين سنگلاخها و ناهمواريها بوده است كه خود موجب آمادگى جدى حيات براى دفاع از خويشتن بوده است . ما چه مى دانيم ، شايد وجود همين تهديدهاى دائمى بوده است كه دفاع از حيات را عنصر اساسى حيات نموده و آدمى مجبور شده است ، بوسيلهء اين عنصر شيرينى و بلكه ضرورت نگهبانى از منطقهء حيات را در درجهء اول از اهميت قرار بدهد .
هر اندازه كه انسان توانائى دفع عوامل مرگ را دارا باشد ، بايستى آن توانائى را بكار بيندازد بلكه نبايد بنشيند و منتظر بدست آمدن قدرت بوده باشد ، زيرا تحصيل قدرت براى ادامهء حيات ، آن امانت الهى تا آنجا كه امكانپذير است ، واجب است . عامل دوم - عبارتست از تزاحم اقوياى همنوع كه متاسفانه به صرف انرژى مغزى و عضلانى بيشتر از صرف انرژيهاى متنوع براى جلوگيرى از عوامل مرگزاى طبيعت نيازمند است . جملهء مورد تفسير بىاعتنائى به حوادث كوبنده در زندگى پيش از بروز آنها را سخت مورد توبيخ قرار داده و آنرا از مختصات بدترين زمان بحساب آورده است . آخر چه بهانه و عذرى