ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١١٥ - ايمان نه تنها از مقولهء تعصب نيست ، بلكه حقيقتى است ضد تعصب
فعاليتهاى تعليم و تربيتى مانند اشعهء آفتاب است كه از عوامل اصيل روييدن آنها است . اين بذرها كه در نهاد ما بنى نوع انسانى پاشيده شده است ، بسيار ساده و موافق طبيعت اصلى ما است كه فطرت ناميده مى شود و عبارتند از : ١ - اللَّه با اوصاف جلال و جمال مطلقى كه دارد . ٢ - نظاره و سلطه او بر انسان و جهان و اين كه خداوند به واسطهء عامل درونى ( عقل و وجدان ) و برونى ( پيامبران و اوصيا و انسانهاى حكيم ) با انسانها ارتباط برقرار ميكند . ٣ - هستى انسانى فناناپذير است و مطابق قانون عمل و عكس العمل ، بايستى انسانها آنچه را كه عمل كردهاند ، بعنوان نتيجه و عكس العمل دريافت نمايند . بروز اين نتيجه و عكس العمل سراى ابديت است كه اگر وجود نداشته باشد با هيچ منطقى نمى توان جهان و زندگى اين دنيا را تفسير و توجيه نمود :
< شعر > روزگار و چرخ و انجم سربسر بازيستى گرنه اين روز دراز دهر را فرداستى < / شعر > ناصر خسرو قباديانى ايمان عبارتست از روييدن اين بذرهاى اصيل و فطرى كه بدون معرفت امكانپذير نمى باشد .
ايمان نه تنها از مقولهء تعصب نيست ، بلكه حقيقتى است ضد تعصب اشخاصى كه از عناصر و فعاليتهاى درونى انسانى اطلاعى ندارند ، يا اطلاع آنان بسيار ناچيز است ، گمان ميكنند ايمان و تعصب يك پديده مى باشند ، زيرا هر دو پديده موجب ميشوند كه انسان در نظر و عمل خود مقاومت و پافشارى نمايد .
و روى اين تفسير ساده لوحانه تلخىهاى بىايمانى خود را به شيرينى ساختگى مبدل مى سازند و از اين فلسفه بافى بىمعنى ، بىاعتنائى به اصول « حيات معقول » و بىبند و بارى در زندگانى حيوانى را نتيجه مى گيرند اينان اگر فرصتى پيدا مى كردند و لحظاتى چند از تعصب به تفسيرى كه در بارهء ايمان ارائه مى دهند ،