ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٠٦ - ٥ - ورود به هدف اعلاى زندگى
پديده اى را بوجود بياورد ، اگر چه در ظاهر مستند به خود آن حيات مى نمايد ، ولى استناد منطقى آن به شخصيتى كه سلطه و نظارتى در بارهء هيچ موضوعى ندارد ، صحيح نمى باشد . بنا بر اين مقصود از « قول ثابت » همان اصول و قوانين عقلانى است كه حافظ گرديدن شخصيت در عين وحدت آنست .
٥ - ورود به هدف اعلاى زندگى - با نظر دقيق در معناى هدف و با توجه لازم و كافى در معناى « هدف اعلاى زندگى » نمى توان كمترين ترديد داشت در اين كه اين هدف با غوطه ور شدن در تمايلات جبرى و شبه جبرى خود طبيعى كه احساس آزادى آنها را خوشايند جلوه مى دهد ، نمى سازد و نه تنها وصول به هدف اعلاى زندگى امكانپذير نيست ، بلكه براى شخصى كه بازيگر اين صحنه است ، حقيقتى بعنوان هدف اعلاى زندگى قابل تصور نمى باشد . وصول به هدف اعلاى زندگى به دو مقدمهء كاملا ضرورى نيازمند است كه بدون آنها تصورات و سخنان مربوط به اين هدف خيالات و ياوه هائى بيش نيستند . اين دو مقدمه عبارتند از : يك - استفادهء منطقى از فعاليتهاى عقل سليم كه با وجدان پاك و دريافتهاى فطرى آدمى هماهنگ مى باشد . اين مقدمه در مباحث بعدى [ در تفسير معقول ] مشروحا بررسى خواهد شد .
دو - ارادهء جدى به بهره بردارى از آن فعاليتهاى عقلانى كه تفسير كنندهء هدف اعلاى زندگى ميباشد . مقصود از هدف اعلاى زندگى چنانكه در تعريف ملاحظه مى شود عبارتست از شركت در آهنگ كلى هستى وابسته به كمال برين است كه عنصر پنجم تعريف « حيات معقول » ميباشد . شركت در آهنگ كلى هستى چه معنى دارد معناى شركت در آهنگ كلى هستى كه در آيه اى از قرآن ( وَما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ ) [١] ( من جن و انس را نيافريدهام مگر اين كه مرا عبادت كنند ) عبارتست از قرار گرفتن در جاذبهء ربوبى و تصفيهء روح
[١] الذاريات آيهء ٥٦ .