ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٠٧ - ٥ - ورود به هدف اعلاى زندگى
از آلودگيهاى حيوانى و رذائل اخلاقى بوسيلهء تكاليف مقرره بوسيلهء پيامبران الهى و تسليم به دستورات سازندهء وجدان برين و تغيير دادن من مجازى به من حقيقى كه همهء حركات و سكنات عضوى و روانى آدمى را بعنوان عبادت بجريان مى اندازد . از آن هنگام كه آگاهى حقيقى به لزوم شركت در آهنگ كلى هستى بوجود مى آيد ، و ارادهء حركت براى اين شركت مى نمايد ، ورود به هدف اعلاى زندگى آغاز شده است ، نهايت اينست كه اين هدف يك حقيقت محدود نيست ، چنانكه شعاع عظمت ربوبى يك حقيقت محدود نمى باشد . پس از ورود به هدف زندگى ، همهء كارهاى عضلانى و مغزى و روانى آدمى عبادتهائى است كه در پيشگاه ربوبى تحقق مى پذيرد . بيل را كه براى شخم كردن زمين حركت مى دهد ، عبادت است ، فعاليتهايى كه در يك كارگاه ماشينى انجام مى دهد عبادت است .
خم شدن بروى كتاب براى تحقيق و تحصيل واقعيات مربوط به انسان و جهان نوعى عبادتست . خم شدن و پژوهش در يك آزمايشگاه عبادت است ، ورود به اين هدف اعلاى زندگى يك نتيجهء بسيار با اهميتى را در بر دارد كه وصول به آن در انحصار اين هدف است و بس .
آيه اى كه در قرآن مجيد اين عنصر « حيات معقول » را مطرح نموده است آيه ١٦٢ از سورهء الانعام است : ( قُلْ إِنَّ صَلاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيايَ وَمَماتِي لِلَّه رَبِّ ) ( حقا ، نماز و عبادات و حيات و موت من از آن خدا پروردگار عالميان است ) اين آيه با صراحت كاملا روشن چگونگى ورود انسان را به « هدف اعلاى زندگى » توضيح مى دهد كه آدمى با آگاهى به شركت در آهنگ كلى هستى چنان رابطه با خداوند ( كمال برين ) پيدا ميكند كه تمام لحظات عمرش در هر موقعيت مادى و معنوى در ارتباط با خدا است كه اشتياق روح آدمى به كمال بدون وصول به آن ارتباط با هيچ هدفى قابل اشباع نمى باشد .
و مقصود از عبادت در آيه ٥٦ از سورهء الذاريات ( وَما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ ) ( و من جن و انس را نيافريدهام مگر براى اين كه بمن عبادت