ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٢٥ - جلوگيرى از قتل ، يارى مقتول است
قتل عثمان نداشته است .
جلوگيرى از قتل ، يارى مقتول است بر عكس قانون گذشته ، هر كسى يا گروهى كه از قتل يك فرد يا يك گروه بهر نحوى كه جلوگيرى نمايد ، آن فرد يا گروه را يارى نموده و در بقاى حيات آن موثر مى باشد . اين جلوگيرى هم مانند دستور و هر گونه سببسازى براى وقوع قتل اشكال و انواعى دارد كه هر اندازه سببيت آن قويتر باشد ، دخالت و تأثير آن در بقاى حيات بيشتر است . مقصود از آيهء شريفه اى كه مى گويد : ( مِنْ أَجْلِ ذلِكَ كَتَبْنا عَلى بَنِي إِسْرائِيلَ ) [١] ( و هر كسى كه نفسى را احياء كند مانند اينست كه همهء نفوس انسانى را احياء كرده است ) ، حيات بخشيدن حقيقى نيست ، چنانكه مقصود از : ( مِنْ أَجْلِ ذلِكَ كَتَبْنا عَلى بَنِي إِسْرائِيلَ أَنَّه مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ ) [٢] ( هر كس نفسى را بكشد بدون عنوان قصاص يا فساد در روى زمين مانند اينست كه همه نفوس انسانى را كشته است ) ، گرفتن روح از بدن نيست ، زيرا مطابق آياتى كه مى گويد : ( الله يَتَوَفَّى الأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها ) [٣] ( فقط خدا است كه روح انسانى را موقع مرگ مى گيرد ) ( الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَياةَ ) [٤] ( و او خدا است كه مرگ و زندگى را آفريده است ) .
قاتل و احياء كننده مقدمات قتل يا بقاى حيات را بوجود مى آورند . مطابق همان توضيح و تفصيلى كه در انواع دخالت و تأثير در قتل نفس متذكر شديم در انواع دخالت و تأثير در بقاى حيات نيز وجود دارد . چنانكه گرفتن يك
[١] المائده آيهء ٣٢ .
[٢] المائده آيهء ٣٢ .
[٣] الزمر آيهء ٤٢ .
[٤] الملك آيهء ٢ .