ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٠٩ - مقصود از ١٧١ معقول ١٨٧ در ١٧١ حيات معقول ١٨٧ چيست
نسبت اين واقعيت برين با چهرهء عينى مادى جهان . تقريبا نسبت روح با كالبد ماديست . واقعيت « امر » كه شبيه به روح جهان است . تعينى از مشيت الهى است كه مربوط به ذات خداوند فياض مطلق است . جهان با اين چهره در برابر خداوند بعنوان يك موجود مستقل مطرح نيست تا اين بحث پيش بيايد كه رابطهء اين جهان با خدا چيست و اما چهرهء طبيعى عينى و مادى جهان در حقيقت نمودى عينى از آن واقعيت برين « امر » است كه جوهر يا عامل تكامل از واقعيت برين « امر » در آن سرازير مى شود . اگر با ورود در « حيات معقول » كه بدون ترديد عامل بوجود آمدن فهم برين است ، به چهرهء طبيعى عينى و مادى جهان بنگريم ، جنبه نمودى و موج بودن جهان براى ما بخوبى قابل فهم ميباشد . شايد منظور كسانى كه جهان را با تعبيراتى مانند خيال ، سايه ، حباب ، و امثال اين كلمات توصيف كردهاند ، موفق به نگريستن از عالم والاى « امر » گشتهاند ، ولى در توصيف جهان با امثال كلمات مزبور بخطا رفتهاند ، زيرا چنانكه گفتيم جهان واقعيت عينى دارد . اگر ما از ديدگاه « حيات معقول » نتوانيم جهان واقعى را تفسير كنيم ، براى هميشه در طوفان نظرات مكتبى دوئى ( ثنويت ) ارسطوئى ( هيولى و صورت ) و حقيقت و سايهء افلاطونى ( مثل و نمودهاى جهان ) و شيئى براى خود و شيئى براى ما كه كانت پيش كشيده است و مادهء مطلق و نمودها و ثابتها و متغيرها و دو رويهء عقلى و مادى هگليانيسم كلافه خواهيم گشت .
مقصود از « معقول » در « حيات معقول » چيست شايد بعضى از مردم گمان كنند كه مقصود ما از معقول همان تعقل نظرى جزئى است كه تاكنون مورد انتقاد شديد حكماء و عرفاى جهان بين شرقى و غربى بوده است . ممكن است بعضى از متفكران خيال كنند كه ما مى خواهيم عقل گرائى ( راسيوناليسم ) مغرب زمين را براى بدست آوردن