ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٩١ - سرزمين حجاز پيش از بعثت پيامبر اكرم ( ص )
ساخت كه : براى هيچ عربى فضيلتى بر عجم نيست مگر به تقوى ، و انسان برادر انسان است چه بخواهد و چه نخواهد .
اين صدا ، صداى محمد ( ص ) بود . اما شكنجه شدگان روى زمين و آن طرد شدگانى كه در زبانههاى عوامل سوزان و زهرآگين صحرا سوخته و درمانده و از آن اجتماع مزدور رانده شده بودند . و زندگى بيابانى آنانرا در تنگناى مرگبار قرار داده در حياتى بىارزشتر از شنهاى بيابان صفحات تاريكى از زندگى را سپرى مى كردند ، ياران صاحب رسالت گشتند و پيرامون او جمع شدند ، همچنان كه فقرا و طرد شدگان ياران عيسى بن مريم ( ع ) و ديگر عظماى تاريخ بشرى بودهاند . پيامبر اسلام براى مراعات حال آنان بود كه شورى را مقرر فرمود و بردگى را تحريم و بزنجير كشيدن انسان را بوسيلهء انسان ممنوع ساخت . بيت المال و كوششهاى مردم را براى استفادهء عموم مقرر فرمود و پشتهاى عموهاى قرشى خود را با تازيانههاى سازنده شعله ور ساخت . او با تمام وجودش بوحدت هستى مشرف و تجسمى از عظمت إلهى بود . تبهكاران روزگارش مردم احمق و كودكان را براى آزار او تحريك مى كردند كه سنگها بسوى او پرتاب كنند و استهزايش كنند . اما آن شكنجه ديدگان و بردگانى كه بلال اولين مؤذن اسلام از جملهء آنان بود ، صدائى عميقتر از سرود صبحگاهى و گسترده تر از سلطهء بال شب و مؤثرتر از صوت قدر در دلهاى آنان طنين انداخت .
اين صدا چنين بود كه « مردم همه مانند عيال خداوندى هستند و محبوبترين آنها در نزد خداوند سودمندترين آنان به مردم مى باشند » .
اين صدا ، صداى محمد ( ص ) بود اما دشمنان و سنگسار كنندگان اين صاحب رسالت ، اين صداى حيات -