ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢١٨ - حيات معقول و راسيوناليسم
زيبا و محتويات مغزى ما را با عامل اين تناسب توضيح بدهيد . عقل نظرى در برابر اين سؤال مقدارى سرش را مى خارد و با صدائى نه به بلندى صداى پاسخ دو سؤال قبلى و مى گويد : شايد كه مسئله مربوط به تداعى معانى باشد . يعنى با ديدن رنگ آبى روشن در آن منظره بياد رنگ آسمان ميافتيم كه آبى باز است . بسيار خوب .
اين سؤال چگونه پاسخ داده شود كه رابطهء ضرورى كه ميان رنگ گل اطلسى آبى و رنگ آسمان برقرار شده است ، عينى است يا ذهنى اگر اين رابطه ذهنى است ، معنايش اينست كه زيبائى رنگ گل اطلسى ساختهء ذهن ما انسانها است و بطور كلى همهء زيباييها ساخته ذهن بشرى است و اگر اين رابطه عينى است ، چرا با دگرگونى وضع مغزى و روانى انسانها ، درك زيباييها نيز دگرگون مى گردد و يك زيبائى معين براى اشخاص مختلف معانى مختلف دارد مسلم است كه زيبائى يك تابلوى بسيار پر محتواى هنرى براى يك كوهپايه نشين كه جز گياهان و گلهاى سادهء طبيعت را نديده است ، غير از زيبائى آن تابلو براى يك نقاش هنرمند زبردست مى باشد . آيا زيبائى را در درون آدميان سراغ بگيريم و بگوئيم :
< شعر > چه عروسى است در جان كه جهان ز عكس رويش چو دو دست نو عروسان تر و پر نگار بادا < / شعر > مولوى و در نتيجه بپذيريم كه زيباييهاى عينى عكسى از محتويات درون ما است يا بگوئيم : قضيه بر عكس است واقعيت زيبائى در نمود جهان عينى است و دريافت زيبائى از آنها عكسى است كه از آن نمودها برداشته مى شود عقل نظرى در برابر اين سؤال از حافظهء انسانى استمداد نموده فورا اين رباعى منسوب به خيام را پيش مى كشد كه :
< شعر > آنانكه محيط فضل و آداب شدند در جمع كمال شمع اصحاب شدند < / شعر >