ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٩٨ - دو بعدى بودن اجزاء ١٧١ حيات معقول ١٨٧ در مسير هدفهاى تكاملى عقلانى
مغزى نوابغ ميباشد تكيه مى نمائيم ، در صورتى كه مى دانيم اگر چه نوابغ در تحقيقات مربوط به كارهاى خود تكاپو و تلاش مى نمايند ، ولى اكثريت قريب به اتفاق اصول اكتشافات و اختراعات از آن جهشهاى ذهنى ناشى مى شود كه پيوستن منطقى آنها به مقدمات موجوده در ذهن مكتشف ، بهيچ وجه روشن و قابل پيشبينى نيست . بهر حال تاكنون هيچ جامعه شناس و فيلسوفى نتوانسته است با ارائهء دلايلى كامل منطقى و قانع كننده اثبات كند كه نوع بشر در بدست آوردن پديدههاى چشمگير صنعتى و امتيازاتى كه امروزه از آنها برخوردار ميباشد ، با آگاهىهاى قبلى و با روش منطقى و پيشبينى قاطعانه حركت كرده است ، تا چه رسد باين كه ادعا كنيم كه انسان در جريان تكامل عقلانى با آن حماسه هائى كه سر داده است ، موفقيتى بدست آورده است . بنظر مى رسد كه ما انسانها همواره از دو تصور يا از دو تخيل فريب مى خوريم : يكى اين كه اشتياق جدى براى وصول به كمال و رشد را كه در درون همهء ما وجود دارد ، با رشد و كمال فعلى اشتباه مى كنيم ، يعنى بجهت داشتن آن اشتياق گمان مى كنيم خود كمال واقعى را بدست آوردهايم .
دوم - ناتوانى از تفكيك هر يك از افراد انسانى از همهء انسانها و محصول كار و كوشش آنان ، اين اشتباه را بوجود مى آورد كه هر يك از مردم گمان ميكند او به تنهائى همهء انسانها و محصول كارهاى آنها را دارا ميباشد . وقتى كه مى گويد : من در قرن بيستم زندگى ميكنم ، مانند اينست كه بگويد : من همهء قرن بيستم هستم با تمام محتوياتش اين محاسبهء غلط يك نتيجهء شگفتانگيز را ببار مى آورد و آن اينست كه « پس من تكامل عقلانى پيدا كردهام » براى فهم صحت و بطلان اين تخيلات به مباحث گذشته ( مسائل چهل و يك گانه ) مراجعه شود .
دو بعدى بودن اجزاء « حيات معقول » در مسير هدفهاى تكاملى عقلانى دو بعدى بودن اجزاء « حيات معقول » يكى از مختصات اين حيات است