ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٠٤ - ٤ - شخصيت انسان در مسير ساخته شدن
نوع دوم - غم و اندوههاى بسيار عالى كه هيچ لذتى از نظر ارزش نمى تواند با آنها برابرى نمايد :
< شعر > ندهى اگر باو دل بچه آرميده باشى نگزينى ار غم او چه غمى گزيده باشى < / شعر > فيض كاشانى < شعر > آب حيات منست خاك سر كوى دوست گر دو جهان خرميست ما و غم روى دوست < / شعر > سعدى اين نوع اندوه همان است كه هاله اى در عاليترين چهرههاى تابناك تاريخ بشرى بوجود آورده است كه اشخاص اندكى عظمت و ارزش آنرا درك مى كنند . اين هالهء مقدس بازگو كنندهء يك تأثر تصعيد شدهء بسيار والا در درون اين شخصيتها است كه تعقل و آزادى و اختيارشان در حد نصاب انسانى بوده است و بالعكس هنگامى كه شخصيت شروع به ساخته شدن مى نمايد ، تعقل محض و تجريد باف از آن احساسات والا و تصعيد شده اشباع مى شود كه ٤ ٢ ٢ بجاى آنكه يك فعاليت طبيعى مغز تلقى شود ، نوعى شكوفائى روانى را بيان مى كند . وقتى كه اين دو تحول يعنى تحول احساسات و تعقل بوجود مى آيد ، اسارتها و بردگىهاى آدمى چه در برابر عوامل طبيعى و محيطى و چه در برابر بنى نوع انسانى و چه در برابر هوى و هوسهاى حيوانى ، مبدل به آزادى و اختيار مى گردد . با اين تحولات سه گانه شخصيت در مسير تكامل و ساخته شدن قرار مى گيرد . اينست اساسىترين عامل « حيات معقول » كه بدون آن ، هيچ فرد و جامعه اى حق ادعاى « حيات معقول » را ندارد ، اگر چه در لذتبارترين و خوشايندترين زندگى غوطه ور بوده باشند .
شخصيت آدمى در مسير ساخته شدن از هر دو قلمرو واقعيات درون و بيرون بهره بردارى مى نمايد .
جوشش درونى به كمال و استعدادهائى كه اين جوشش را بثمر مى رسانند ، از يك طرف ، آغوش باز كردن جهان برونى براى