ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٩ - خود را مى فروشند و عظمتهاى ابديت را از دست مى دهند ، تا چند صباحى در دنيا خوش باشند
عينى جز تعيين رقم انسانهاى به خاك و خون غلطيده و كميت دقيق اسلحه اى كه بكار رفته و مساحت زمينهائى كه از آن كشته شدگان گرفته و بازماندگان آنرا از آنجا آواره ساخته است ، چيزى ديگر نيست . اين نابكاران خود را متعهد مى دانند كه براى تنفس خود در اين فضا ، نفسهاى انسانها را قطع كنند .
مردمى ساده لوح يا مردمى مانند خود را كه براى رواج دادن شر و فساد تعهد بستهاند ، بدنبال خود مى كشانند و ضمنا به قيافههاى متفكرنما هم توصيه ميكنند كه خواستههاى اين مردم را بعنوان طبيعت واقعى انسانها قلمداد كنيد ، تا شر انگيزى و تعهد ما براى افساد در روى زمين توجيه گردد .
١٣ ، ١٤ - و لبئس المتجر ان ترى الدّنيا لنفسك ثمنا و ممّا لك عند اللَّه عوضا ( و چه سوداگرى بديست كه دنيا را قيمت خود ببينى و آنرا عوض از آنچه كه در نزد خدا براى تو آماده است ، تلقى كنى ) .
خود را مى فروشند و عظمتهاى ابديت را از دست مى دهند ، تا چند صباحى در دنيا خوش باشند < شعر > بگفت آنجا به صنعت در چه كوشند بگفت انده خرند و جان فروشند < / شعر > خود را مى فروشند ، چه معنا مى دهد معناى خودفروشى نابخردانه تر از آنست كه در تصور ما بگنجد . فقط ما مى توانيم مقدارى مفاهيم ساده و قابل فهم همگانى در اينجا بيان كنيم . خود فروشى يعنى تعقل را از كار انداختن و آن را پايمال نمودن و در برابر آن ، خيال و توهمهاى بىاساس را خريدن . زندگى با خيالات و توهمات نه ملاكى دارد و نه الگوئى ، نه قانونى مى فهمد و نه اصلى ، زيرا چنين زندگى امواجى درهم و برهم ناپايدار ذهنى ناشى از نمودهاى متغيريست كه در جهان برونى و درونى بدون اين كه خود بخود براى تنظيم شخصيت انسانى تنظيم شوند ، جريان طبيعى خود را طى ميكنند . فقط تعقل سالم بود