ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٠ - ٦ - جهان بينى در حيات معقول
حيات معقول اين « مى خواهم » را از خواستن طبيعى كه محصول جبرى مسير فوق است ، بالاتر مى برد ، و آنرا با تعقل و وجدان آزاد آبيارى ميكند و بمقام « مى خواهم آزادانهء خودم » مى رساند . وقتى كه مى گوئيم ، « مى خواهم آزادانهء خودم » در حقيقت مى گوئيم : عصاره اى از فعاليتهاى مادى و معنوى روح من است كه محصولى از فعل و انفعال كارگاه هستى است و چه بداند و چه نداند زير سلطه و آگاهى خداوند هستى آفرين است .
بدين ترتيب ماهيت و نقش علم در « حيات معقول » كه آبيارى كنندهء اين « مى خواهم » است روشن مى گردد .
علمهائى كه براى آبيارى كردن اين « مى خواهم » بروز خواهد كرد ، شعاعى از اشعهء الهى است كه بوسيلهء حواس و مغز و طبيعت و آزمايشگاهها بر جوامع انسانى تابيدن خواهد گرفت و نزاع و كشمكش جهان بينى و ايده ئولوژى و « آن چنانكه هست » و « آن چنانكه بايد » را با كمال روشنى پايان خواهد داد .
٦ - جهان بينى در حيات معقول عكس بردارى محض از جهان برونى و درونى چيزيست و شناخت جهان با ارزيابى ابزار و وسائل شناخت و تعيين موقعيت خود انسان درك كننده كه قدرت اشراف به جهان دارد ، چيزى ديگر . يك آيينهء بسيار بزرگ كه بتواند همهء كيهان را از آغاز انفجار كهكشانها تا اين ساعت در خود منعكس كند ، بدون آگاهى به خود انعكاس و تعيين كيفيت و كميت دخالت عواملى كه پيرامون آيينه را گرفته است ، غير از آن جهان بينى است كه مى تواند با حفظ وحدت هستى ، بعد رياضى آن را از بعد زيبائى آن تفكيك و مورد تحليل قرار بدهد و امكان دگرگونى آن ديدگاه را بوسيلهء عوامل دگرگون كننده و قوانين حاكم بر آن را بشناسد . از طرف ديگر يك نمود در يك نوار بسيار طولانى فيلم هر اندازه هم بزرگ و داراى ابعاد زيادى باشد ، توانائى آگاهى به محتويات همهء آن فيلم