ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٩٥ - مسئلهء دوم - آزادى رو به اختيار
و بدى و عظمت و پستى و زشتى و زيبائى راهى را كه انسان آزاد انتخاب خواهد كرد ، نمى باشد . و بهمين جهت است كه متأسفانه آزادى اين پديدهء فوق العاده با اهميت معمولا در راه بىبند و بارىها مستهلك مى شود .
٣ - اختيار ، عبارتست از نظارت و سلطهء شخصيت به دو قطب مثبت و منفى كار براى بهره بردارى از آزادى در راه وصول به خير و رشد . اگر آزادى را به عقل تشبيه كنيم ، اختيار عبارتست از بدست آوردن معقول بوسيلهء فعاليت عقلانى . همچنين اگر آزادى را به نور فيزيكى تشبيه كنيم ، اختيار عبارتست از كار ضرورى يا مفيدى كه در روشنائى آن نور انجام مى دهيم .
حيات انسانى مانند آب زلال و گوارائى است كه از يك منبع مى جوشد و آزادى از متن حيات انسانى مانند آب زلال و حيات بخش از منبع مى جوشد ، و براى بهره بردارى صحيح و مفيد از آن آب ، باغبانى لازم است كه بوسيلهء آن آب با اندازهء معين و اوقات مناسب و باضافهء ديگر عوامل روئيدن ، درختان و گلها و مزارع را بروياند و بارور بسازد . اختيار عبارتست از بهره بردارى شخصيت از آزادى در رويانيدن عوامل عظمتها و رشد انسانى . هر اندازه كه يك فرد و يا يك جامعه در بهره بردارى از آزادى در راه اختيار پيشرفت داشته باشد ، بهمان اندازه از « حيات معقول » بيشتر برخوردار است . اين عنصر تعريف از آيهء شريفهء ( فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ ) [١] ( براى وصول به خير و [ كمال ] سبقت بجوئيد ) لزوم تكاپو در راه وصول به خير و كمال در چند آيهء ديگر نيز گوشزد شده است ، مانند آيهء ١٤٨ از سورهء البقرة : ( فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ ) ( براى وصول به خيرات و [ كمالات ] سبقت بجوئيد ) و جاى ترديد نيست كه تكاپوى اختيارى هم در معناى سبقت نهفته است و هم در خيرات ، زيرا هدفهائى كه با اجبار در سر راه آدمى قرار مى گيرد ، فقط هنگامى با
[١] المائده آيه ٤٨ .