ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٦١ - ١٠ - تعليم و تربيت در حيات معقول
مسلما چنين است ، زيرا حيات مانند گلى است كه روى شاخهها و شكوفه هايى نمودار شده و عطر افشانى ميكند و زيبائى خود را جلوه مى دهد . آيا مى توان گفت : گل را از شكوفه بچينيد و در بارهء هر يك ، بررسى جداگانه داشته باشيد يا ماهى را از آب بيرون بياوريد و سپس حيات ماهى را مطالعه كنيد . مگر پس از آنكه ماهى را از آب بيرون آورديم ، حياتى دارد كه براى مطالعه مطرح شود البته من در اين لحظات كه در ريشههاى اصلى اين مسئله مى انديشم نمى دانم راه بجريان انداختن اقتصاد در « حيات معقول » چيست و اين كه من و امثال من در اين راه ناتوان هستيم ، دليل آن نيست كه چنين چيزى امكان ناپذير است ، زيرا وقتى مى بينيم سرتاسر تاريخ بشرى پر از گذشت و فداكارى در راه آرمانهايى مانند آزادى ، عدالت ، علم و غير ذلك است كه خود نمايانگر آنست كه بشر در راه وصول بآن آرمانها از حيات خود دست شسته است ، آيا اين موجود با عظمت نمى تواند حيات طبيعى محض خود را به « حيات معقول » تبديل نمايد و خود را از بيمارى « همه چيز از آن من » و « حقارت تسليم به قيم » نجات بدهد ١٠ - تعليم و تربيت در حيات معقول تعليم و تربيت در « حيات معقول » عبارتست از تقويت عوامل درك و فراگيرى واقعيات حيات اصيل و تحريك نونهالان جامعه براى انتقال تدريجى از « حيات طبيعى محض » به ورود در « حيات معقول » . شايد گفته شود : اين تعريف براى تعليم و تربيت در جوامع انسانى كه بزرگ سالانشان از شنيدن دو كلمه « حيات معقول » وحشت دارند يا با شنيدن آن لبخندى زده و راهى سراب آب نماى « حيات طبيعى محض » خود مى شوند ، چگونه براى نونهالان قابل هضم خواهد بود ما هم به نوبت خود اين فرار از انسان شدن را مى بينيم ، چنانكه همهء ما شاهد گريز اكثريت چشمگير مردم از حق و عدالت هستيم كه مى خواهد