ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٠١ - ٤ - شخصيت انسان در مسير ساخته شدن
خداوندى ميباشد . آيا مى توان تصور كرد كه در ميدان تنگ و تاريك « حيات طبيعى محض » و بدون بكار انداختن عقل سليم و وجدان پاك ، سبقتگيرى امكانپذير بوده باشد .
٤ - شخصيت انسان در مسير ساخته شدن اين مسئله كه همهء اقوام و ملل از آغاز تمدنها ، ساخته شدن بطور مطلوب را آرمان خود مى دانند ، جاى هيچگونه ترديدى نيست . انگيزهء آرمان گرديدنها در همهء جوامع و دورانها براى همهء انسانها يك حقيقت نمى باشد . اين انگيزه بستگى مستقيم بآن دارد كه چگونه آرمانى براى يك فرد يا يك جامعه مطلوب تلقى شده است . البته اين نكته را حتما بايد مورد توجه قرار بدهيم كه چنان نيست كه هر چيزى فضاى جامعه را بعنوان آرمان پر كرد ، همان چيز بعنوان حقيقتى بايد شناخته شود كه مردم آن جامعه بطور جدى ساخته شدن خود را مطابق آن حقيقت مى خواستهاند ، زيرا اغلب تمدنها آن حقيقت را بعنوان آرمان مطلوب در فضاى جامعه حاكم مى كردند كه گردانندگان و حكام قدرتمند مى خواستند . و بهمين دليل است كه ما نمودها و فعاليتهاى بشرى را كه در تاريخ بظهور پيوسته است ، بيان كنندهء كامل نهادها و استعدادها و خواستههاى اصيل انسانها نمى دانيم . ما با توجه باين واقعيت كه حد اقل از چهل هزار سال باين طرف كمترين تحولى در ابعاد بيولوژيك و فيزيولوژيك و پسيكولوژيك ( طبيعت زيست ، نمودها و حقايق و روابط عضوى و روانى ) بوجود نيامده است ، مى توانيم بگوئيم كه با يك بررسى و مطالعهء دقيق در موجوديت انسانى از ابعاد سه گانهء مزبور در امروز ، موجوديت انسانى را از همين ابعاد ، در امتداد چهل هزار سال باين طرف نيز بررسى نمودهايم . تنها تفاوت در خصوصيتهاى محيطى و سادگى و پيچيدگى روابط انسانى و كميت و كيفيت ارتباط مردم با طبيعت بوده است . و ما امروز با كمال وضوح مى بينيم آنچه كه در نهادها و استعدادها و خواستههاى اصيل انسانى وجود دارد ، هيچ جامعه اى نتوانسته همهء آن نهادها . . . را مگر در