ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٩ - ٩ - اقتصاد در حيات معقول
ما اين پديده را كاملا روشن ساخته است كه با ارزشترين انرژيهاى عضلانى و مغزى و مادى جوامع صرف باطل كردن اين خواسته در درون انسانها است كه « همه چيز از آن من و همه كس وسيله براى برآوردن خواستههاى من » اما « حيات معقول » با آن تعريفى كه دارد مى گويد : « حق حيات براى عموم انسانها است و اين حق را نبايد دستخوش بازيهاى بازيگران » حيات طبيعى محض « قرار داد .
حفظ و نگهدارى حيات انسانها از دستبرد تمايلات من بازان حيات - نشناس به آن آسانىها نيست كه غالبا مى خوانيم و مى شنويم . اين كار بزرگ احتياج دارد به : ١ - شكستن قلعهء پولادين « حب ذات » و رها ساختن آن در مسير گرديدنهاى عقلانى و وجدانى كه بجاى تورم و گرفتن حق حيات ديگران ، حيات ديگران را بشناسد و شايستگى آنرا براى ادامهء قانونى الهى خود واقعا بپذيرد . ٢ - در اين گذرگاه همهء محصولات فكرى و عضلانى خود را وسيلهء حيات رو به ورود در آهنگ كلى هستى تلقى كند . ٣ - نگرش به محصولات فكرى و عضلانى بعنوان وسيله بزرگترين نتيجه اى را كه بوجود خواهد آورد ، اينست كه ارتباط آدمى با مواد اقتصادى و تنظيم و توجيه آنها در خدمت حيات قرار خواهد گرفت ، نه حيات در خدمت آنها . بنا بر اين ، بر فرض محال اگر انسانى وجود داشته باشد كه بتواند همهء مواد معيشت مردم را با بهترين وجه توليد كند ، هرگز بروى خود نخواهد آورد كه من كارى كردهام ، بلكه خواهد گفت كه اين كار من موجى از « حيات » من جوشان در منهاى شما بود كه سركشيد و به خواستههاى اصيل حيات پاسخ مثبت داد . در حقيقت من به خواستههاى اصيل حيات پاسخ مثبت دادم . در حقيقت من به خواستهء واقعى خودم پاسخ مثبت دادم .
ملاحظه مى شود كه براى برخوردارى از اقتصاد در « حيات معقول » بدون درك و پذيرش حقيقت خود و حيات ديگران كارى از بشر ساخته نخواهد بود .